|
سرگذشت ماوراالنهر در ساليان بعد از ورود اسلام به منطقه فرارود در قرن نخست هجري قمري، با اسلام و طريقت هاي برآمده از تعاليم اسلامي، پيوندي سخت ناگسستني دارد. در اين ميان، تعاليم خواجه بهاالدين محمد نقشبند بخارايي (718-791ق / 1318-1389م) و طريقت منسوب بدو "نقشبنديه" آن گونه در جان و دل اقوام و طبقات مختلف ساکن در آن، نفوذ پيدا کرده بود که مردم او را تا حد خداوند مي پرستيدند.
پيش از آن که در روزگار نيست انگاري ديني و فرهنگي دوران شوراها (1917-1991م)، مبارزه با ميراث عرفاني اين منطقه شروع شود، حرمت و تقدس اين طريقت از سوي نويسندگان و شاعران تجددگرا و روشنفکر منطقه که بعدها، غالب آن ها به حزب کمونيست پيوستند و به تبليغ مرام آن پرداختند، به شدت به ديده ترديد و تشکيک نگريسته شد؛ اما احترام عميقي که شاعر، عالم و روشنفکر بزرگ سمرقندي، سيد احمد وصلي (1870-1925م) در مثنوي «نظم السلسله» نسبت به خواجه بهاالدين نقشبند و به ويژه پير طريقت خود، ايشان ولي خان اورگوتي، آشکار کرده است، از روشنفکري و روشن بيني واقعي اين شخصيت حکايت مي کند.
در اين مقاله، براي نخستين بار مثنوي نظم السلسله - که آخرين اثر از نوع نسب نامه هاي معنوي درباره اقطاب و اولياي عرفاني در ماوالنهر به شمار مي رود - پس از يک مقدمه در شرح حال مولف، ذيل دو عنوان کلي صورت و محتوا، نقد و بررسي شده و سلسله ايشان ولي خان اورگوتي تا پيامبر گرامي (ص) با نمودار نشان داده شده است. اين مقاله به دليل استفاده از نسخ خطي، منابع چاپ سنگي و چاپي نادر به زبان هاي فارسي، تاجيکي و ازبکي، در شناساندن سلسله يکي از بزرگان طريقت نقشبنديه در آسياي مرکزي از اهميت ويژه اي برخوردار است.
|