مطالعات عرفاني بهار و تابستان 1386; -(5):131-143.
 
 
راستگو سيدمحمد*
 
* دانشگاه كاشان
 
 

مي دانيم که پاره اي از متون به ويژه متون عرفاني و ادبي، چند سويه و توي در توي اند و همين ويژگي، آن ها را پذيراي تفسيرهاي گوناگون مي کند. اين تفسيرهاي گوناگون هر چند بيشتر دروني اند و بر پايه برداشت هاي معنايي استوار، گاه نيز بروني اند و بنياد گرفته بر گونه گون خواني متن. بر اين پايه ها در اين گفتار، واژه «قدرت» در بيت زير از مثنوي را که در مقاله پيشين، هم گام با ديگر گزارشگران مثنوي، به گونه «قدرت» (=توانايي) خوانده و تفسير شده بود، به گونه «قدرت» (=قدر تو) خوانده ايم و تفسير ديگري از آن به دست داده ايم.
گر جهان پيشت بزرگ و بي بني است                      پيش قدرت ذره اي مي دان که نيست
بر پايه خوانش نخست، بيت بيانگر قدرت بي کران خداست که بر هر چيز تواناست و در زبان پاره اي از عارفان «جهان قدرت» خوانده شده است؛ و بر پايه خوانش دوم، بيت بيانگر شکوه بي کران انسان است که در زبان عارفان «عالم اکبر» خوانده شده و اين که «بيرون ز تو نيست آن چه در عالم هست / از خود بطلب هر آن چه خواهي که تويي».
به مناسبت، به چند بيت پيش و پس اين بيت نيز نگاهي افکنده ايم و چند گونه خواني ها و چند معنايي هاي آن ها را نيز نشان داده ايم.

 
كليد واژه: مثنوي، چندمعنايي، گونه گون خواني، قدرت، انسان، عالم اکبر
 
 

 نسخه قابل چاپ