مطالعات عرفاني بهار و تابستان 1386; -(5):35-53.
 
 
خسروي حسين*
 
* دانشگاه آزاد شهركرد
 
 

در اين مقاله روش نمادپردازي مولوي با بررسي يکي از داستان هاي مثنوي مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته است. شيوه نمادپردازي شاعر در اين داستان به دو صورت نشان داده شده: ابتدا تحليل نمادشناسانه داستان ارايه مي شود، سپس نموداري که سير معنا يا اوج و فرود آن را نمايش مي دهد.
نماد يا سمبل يکي از انواع صورخيال شاعرانه است که به جهت تعدد مفاهيم و ظرفيت معنايي گسترده اي که دارد در مرتبه اي فراتر از استعاره قرار مي گيرد. در اين مقاله براي نشان دادن تفاوت هاي نماد و استعاره، بحثي در چگونگي ساخته شدن نماد (تشبيه
¬ استعاره ¬ سمبل) و با محوريت دو واژه «ماه» و «خورشيد» مطرح شده است.
عنوان داستان مورد نظر در مثنوي «رفتن گرگ و روباه در خدمت شير به شکار» است و در بررسي آن، معاني سمبليک واژه «شير» - که از نمادهاي مورد علاقه مولاناست - شرح داده شده است.

 
كليد واژه: مولوي، ديوان شمس، مثنوي، استعاره، نماد، تموج معنايي، مجاز، شير
 
 

 نسخه قابل چاپ