| متن پژوهي ادبي (زبان و ادب پارسي) بهار 1389; 14(43):47-62. |
| |
|
| |
| نزهت بهمن* |
| |
| * گروه ادبيات و زبان فارسي، دانشگاه اروميه،اروميه |
| |
|
عشق يا محبت، نشانه اي بسيار بديهي و کيلد معنايي در متون عرفاني است و در هرگونه تحليل روان شناختي و نشانه شناختي متون عرفاني بايد به اين واژه که نسبت انساني و الهي دارد توجه کرد.
در تاريخ عرفان و تصوف اسلامي، واژه عشق در طرح تقريبا منسجم و نظام يافته اي سير و تطور متعالي و رو به کمال داشته است. در سراسر اين تحول و تطور، ما شاهد تبيين و تشريح روان شناختي و فلسفي ماهيت عشق هستيم که مبتني بر شهود و مکاشفات دروني صوفيه و سرشار از انديشه هاي غني و احساسات و عواطف شورانگيز عرفاني است. ما در اين مقال، ضمن معرفي کتاب «عطف الألف المألوف علي اللام المعطوف» ابوالحسن ديلمي (ف.391 ه.ق) که نخستين اثر مستقل و رساله اي تقريبا مفصل در باب سير تاريخي و تجزيه و تحليل روان شناختي و فلسفي «عشق» در عرفان و تصوف اسلامي است از تاثير اين کتاب بر آثار بعد از خود نظير «سوانح العشاق» احمد غزالي (ف.520 ه.ق) و «عبهر العاشقين» روزبهان بقلي شيرازي (ف.606 ه.ق) نيز سخن خواهيم گفت.
|
| |
| كليد واژه: احمد غزالي، ديلمي، روزبهان، عشق، محبت |
| |
| |
|
نسخه قابل چاپ
|