پاسخ به:جزوات و مقالات فلسفی
شنبه 16 اردیبهشت 1391 9:20 AM| فلسفه دين تابستان 1388; 6(2):143-159. |
| حكاك سيدمحمد* |
| * گروه فلسفه، دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) |
|
در نظر کانت، معرفت مشتمل بر ماده اي و صورتي است. ماده آن از طريق حس به دست مي آيد و صورت را، ما در دو مرحله ادراک حسي و فهم بدان مي بخشيم: در مرحله ادراک حسي، مکان و زمان را، و در مرحله فهم دوازده مقوله را. و آنچه از اين رهگذر مي شناسيم، پديدار است نه شي في نفسه. اما عقل ما به اقتضاي طبيعت خود، پا را از حوزه پديدار بيرون مي نهد و تصوراتي را مي سازد که در واقع توهمند. يکي از اين تصورات، تصور نفس است. عقل مي خواهد با چهار استدلال مغالطي، چهار مطلب را در خصوص نفس اثبات کند: جوهريت، بساطت، شخصيت و تمايزش از ماده (نفس وجودي يقيني دارد و ماده وجودي مشکوک). ريشه همه اين مغالطات اين است که «من مي انديشم» يا «من» که در نظر کانت يک شرط پيشيني و صوري شناخت است، يکي شي عيني و يک متعلق معرفت شناخته مي شود. در ضمن کانت در مغالطه چهارم با طرح نظريه ايده - آليسم استعلايي به مخالفت با ايده آليسم به معني متعارف آن مي پردازد و تصورات موجود در ذهن را به معني خاصي بيروني مي داند. |
| كليد واژه: مغالطه استعلايي، ايده آليسم استعلايي، نفس، مغالطه ي منطقي، پديدار |
| |
|
نسخه قابل چاپ |