فلسفه دين تابستان 1388; 6(2):103-118.
 
 
ميرحسيني نيري سيداحمد*
 
* دانشكده فقه و فلسفه، پرديس قم، دانشگاه تهران
 
 

واقع نگري و درک صحيح در هر موضوعي شرط موفقيت در انديشه اطراف آن موضوع و بررسي آثار و برکات آن خواهد بود و در رابطه با وجود انسان که در ابعاد مختلف قابل بررسي است، درک موقعيت وجودي او از جهت نياز، وابستگي و فقر وجودي منشا آثار علمي، عملي و اخلاقي خواهد بود که در مقاله پيش رو، سعي بر اين است که بعد از بيان معني امکان و فقر وجودي بشر به برخي از اين آثار توجه شود. به لحاظ ارتباط اين نوع معرفت با بينش توحيدي و خداشناسي به تحليل و ريشه يابي اين ارتباط پرداخته شده و از آنجا که در پيش آمدهاي فوق العاده و تنگناهاي زندگي توجه خاص به خداوند حاصل مي شود و اين موقعيت ممتاز در معرفت توحيدي باعث اين پرسش مي شود که علت اين رويکرد آنهم در مواقع خاص چيست؟
ضمن بررسي برخي موارد، موجبات پيدايش اين نوع توجه و تفسير آنها، به پاسخ اين سوال نيز پرداخته شده است.

 
كليد واژه: هستي محض، وجود نسبي، شناخت واقعي، امکان وجودي، فقر و وابستگي
 
 

 نسخه قابل چاپ