فلسفه دين تابستان 1388; 6(2):59-83.
 
 
رحيميان سعيد*,جباره ناصرو منصوره
 
* بخش الهيات و معارف اسلامي، دانشگاه شيراز
 
 

بررسي آثار مولانا و کي يرکگور نشان مي دهد که هر دو انديشمند تقريبا در اصولي مانند ايمان و اخلاق، ايمان و جهش، هم چنين رابطه ايمان با شيطان و ايمان با تقدير به يک نقطه مي رسند. هر دو تکليف را بيان خواست خداوند و شيطان را مانع ايمان مي دانند و به بحث جهش در ايمان ارزش زيادي مي دهند. اما در بحث ايمان و عقل هر کدام به راه خود مي روند. مولانا قلمرو ايمان را شامل متعلقات خردپذير و خردگريز مي داند، اما کي يرکگور اين مباحث را افزون بر خردگريز بودن خردستيز هم مي داند؛ هر دو متعلق ايمان را عالم غيب و کارکرد ايمان به غيب را در همين دنيا مي دانند و هر دو تفرد را مورد بررسي قرار مي دهند.
در اين جستار کوشش شده است که با رويکردي تطبيقي و با استناد به آثار اين دو متفکر، تشابهات و مشترکات فکري و اعتقادي آنها درباره ايمان واکاوي شود.

 
كليد واژه: تقدير، تفرد، ايمان، جهش، اخلاق
 
 

 نسخه قابل چاپ