فلسفه دين پاييز 1388; 6(3):5-28.
 
 
كاكايي قاسم*,بحراني اشكان
 
* گروه فلسفه، دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه شيراز
 
 

در سنت اديان ابراهيمي، آثار عارفان را با رويکردهاي الهياتي گوناگون مي ‌توان بررسي کرد. يکي از مهم ‌ترين و پررونق ‌ترين رويکردهاي الهياتي در الهيات جديد، رويکرد سلبي است. در مقاله‌ حاضر، به يکي از درون‌ مايه ‌هاي اصلي الهيات سلبي، يعني رابطه‌ خدا و نفس، و دو رابطه ‌ديالکتيکي ذيل بحث خدا و نفس، يعني ديالکتيک حلول و تعالي و ديالکتيک عروج و درون ‌بود، در آثار دو عارف بزرگ مسلمان و مسيحي، مولانا و مايستر اکهارت، مي‌پردازيم. رابطه‌ خدا و نفس و به دنبال آن ديالکتيک حلول و تعالي و ديالکتيک عروج و درون‌ بود، ذيل بعد هستي ‌شناختي الهيات سلبي بررسي شده است‌‌.

 
كليد واژه: ديالکتيک حلول و تعالي، ديالکتيک عروج و درون بود، الهيات سلبي، اکهارت، مولانا
 
 

 نسخه قابل چاپ