فلسفه دين زمستان 1388; 6(4):5-24.
 
 
نويدي محمدعلي*
 
* پژوهشكده تاريخ علم، دانشگاه تهران
 
 

در اين مقاله به تبيين و توضيح مفاهيم حکايت، حکمت و علم و نيز رابطه آن ها با مفاهيم تاريخ، تفکر، فلسفه، علم قديم و علم جديد، پرداخته شده است.
سرزمين ايران در طول تاريخ، پيوسته محل تولد، توسعه و ظهور علم بوده و علم ايراني داراي پيشينه، حکايت و حکمت خاص خود بوده است و آن حکايت و حکمت علم، از وجوه گوناگون هستي شناختي، معرفت شناختي، تاريخي و قومي با يکديگر نسبت واقعي و حقيقي داشته اند و هرگز حکايت و حکمت علم در ايران از هم منفک نبوده است، حکمت «بود» حکايت و حکايت «نمود» حکمت علم ايراني بوده است.
در دوره درخشان علم ايراني (دوره باستان و دوره اسلامي) بينش و نگرش عالمان ايران زمين در کنش و عمل علمي آنان متجلي و متبلور بود. حکايت و حکمت علم در ايران يک وحدت حقيقي و عيني داشته و در هستي و جان و دل دانشمندان ايراني جلوه گر شده بود.

 
كليد واژه: ايران، حکمت، علم، تاريخ
 
 

 نسخه قابل چاپ