فلسفه دين بهار 1389; 7(5):87 -112.
 
 
شانظري جعفر*,عطايي نظري حميد
 
* دانشكده ادبيات و علوم انساني، دانشگاه اصفهان
 
 

تعارض علم و دين از چالش هاي اساسي فرا روي عالمان ديني از گذشته تاکنون بوده و هست. آنان همواره در پي تبيين سازش ميان اين دو مقوله بوده اند. از جمله امام محمد غزالي تلاش هاي فراواني در اين زمينه انجام داده و از تاويل، در جهت حل تعارض علم و دين بهره برده است. در مقاله حاضر، نخست به راهکارهاي عمده در مساله تعارض علم و دين اشاره شده و پس از آن ديدگاه غزالي در اين خصوص، تبيين گرديده و در ادامه به نگرش نويني که برگرفته از راي غزالي است، اشاره مي شود.
اين رويکرد، راه رهايي از مشکل تعارض علم و دين را در تصحيح نگرش ما به گزاره هاي علمي و ديني مي داند. طبق اين نظر گزاره هاي علمي، گزاره هايي ظني هستند، نه قطعي. و معرفت حاصله از گزاره هاي ديني نيز غالبا معرفتي ظني بوده، نه يقيني، از اين رو، دليلي بر ترجيح يکي از اين دو گزاره بر ديگري وجود ندارد و بايد تعارض را به حال خود واگذاشت و از اين طريق، هيچ چالشي براي دين به وجود نمي آيد، زيرا فهم ما از گزاره هاي ديني، فهمي ظني است و اسناد معناي درک شده، به شارع، اسنادي ظني مي باشد. بنابراين گزاره هاي علمي ولو قطعي باشند، توانايي ابطال و تکذيب گزاره هاي ديني را نخواهد داشت. زيرا نهايتا تعارض علوم بشري با نوعي فهم از دين است که انتساب قطعي به دين و شارع ندارد.

 
كليد واژه: تعارض علم و دين، تاويل، ديدگاه غزالي، گزاره هاي ديني، گزاره هاي علمي
 
 

 نسخه قابل چاپ