حكمت و فلسفه پاييز 1387; 4(3 (پياپي 15)):25-44.
 
 
عرب مهين*
 
* تهران، سعادت آباد، بلوار دريا، خيابان شفق، دانشكده ادبيات، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد تهران شمال
 
 

بي شك يكي از اركان دين ولايت است، تا آنجا كه اعتقاد به ولايت باطن دين و سر قبول عبادات تلقي شده است و منقول است كه: «لاتقبل الاعمال الا بالولايه». در عرفان اسلامي ولايت باطن و ركن جميع كمالات انساني و سرآغاز رسيدن به مراتب عالي كمال است. هجويري، عارف بزرگ، در اهميت ولايت گفته است: «بدان كه قاعده و اساس طريقت و معرفت حق جمله بر ولايت و اثبات آن است.» (كشف المحجوب، 1382، ص 265). بر اساس نصوص شريفه، بالاترين درجه ولايت فقط از آن حق تعالي است: «انما وليكم اله ... »، و ساير ولايات جلوه اي است ساري از اين چشمه ازلي.
اگر چه در شاخه هاي مختلف علوم اسلامي بحث هاي مستوفايي در باب ولايت صورت گرفته است، ليكن در اين ميان يكي از مهم ترين مباحث بديع، به ويژه از ديدگاه عرفاني، مبحث خاتميت ولايت است كه هنوز هم محل مناقشه و معركه آرا اهل ذوق و صاحب نظران مي باشد. در اين مقاله پس از بررسي گذراي معنا و مراتب ولايت، آرا ابن عربي خصوصا در مبحث ختم ولايت و خاتم الاوليا به اجمال نقد و بررسي و سپس با تكيه بر نقل، تاكيد مجددي بر اعتقادات ولايي شيعي مي شود.

 
كليد واژه: ولايت، ختم ولايت، ابن عربي، اسلام، عرفان
 
 

 نسخه قابل چاپ