پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):183-215.
 
 
ريچلز جيمز*
 
 
 

نسبي انگاري فرهنگي و شخصي انگاري اخلاقي، دو نظريه مخالف عيني گرايي اخلاقي اند. در اين نوشته، جيمز ريچلز، نشان مي دهد که نسبي انگاري فرهنگي مبتني بر استدلالي نامعتبرست؛ پيامدهاي جدي انگاشتن آن نامعقول اند؛ و اختلاف نظر اخلاقي را بيش از آن که هست، تصوير مي کند. در عين حال بر آنست که مي توان درسهايي از اين نظريه آموخت.
نويسنده، در ادامه، دو روايت شخصي انگاري اخلاقي را مطرح و نقد مي کند؛ روايت اول را بدليل آنکه منکر دو واقعيت خطاپذيري انسانها و اختلاف نظر اخلاقي آنهاست، مردود مي شمارد (شخصي انگاري ساده)، و روايت دوم را بدليل اينکه نمي تواند نقش عقل و استدلال را در اخلاق توضيح و تبيين کند، ناقص قلمداد مي کند (عاطفه گروي). وي نشان مي دهد که اقامه دليل و استدلال در اخلاق ممکن و مطلوب است و به همين دليل اخلاق، عيني است، نه تابع ذوق و سليقه شخصي يا مقبولات فرهنگي يک جامعه خاص.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ