پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1383; 2(3):71-92.
 
 
مازيار امير*
 
* دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

يكي از مشكلات فهم و تفسير «مابعدالطبيعه» ارسطو، فهم ساختار مباحث اين كتاب است. در حاليكه مفسران قديم مابعدالطبيعه اين مجموعه را واحد و داراي ساختاري منسجم مي دانستند، بسياري از مفسران جديد ارسطو بر آنند كه اين مجموعه داراي وحدت نيست، و مباحث موجود در آن، خصوصا بحث «وجودشناسي» در كتاب هاي مياني و بحث «الهيات» در كتاب هاي پاياني، با يكديگر انسجام فلسفي ندارند. در مقاله حاضر سعي شده است بر اساس «دشواري ها» كتاب بتا ـ كه مي توان آن را فهرست موضوعي اين كتاب تلقي كرد ـ نظري در باب ساختار «مابعدالطبيعه» ارسطو طرح شود و نظريات متفاوت در اين باب مورد نقد قرار گيرند.

 
كليد واژه: 
 
 

 نسخه قابل چاپ