پاسخ به:جزوات و مقالات فلسفی
سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 10:24 AM
| پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1385; 4(8):23-44. |
| زاهدي محمدصادق* |
| * گروه فلسفه و حكمت، دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) |
|
اسم هاي عام ناظر بر انواع طبيعي آن دسته از عبارت هاي زباني هستند که بر انواعي معين دلالت مي کنند. غالبا چنين انگاشته مي شود که پيوند ميان اين اسامي و مدلولشان از طريق معناي آن ها امکان پذير مي گردد. اين همان ديدگاهي است که از آن به «نظريه سنتي دلالت» تعبير مي شود. بر اساس نظريه سنتي دلالت، هر اسم عام داراي معنايي ذهني است که با فهم آن به مدلول آن اسم منتقل مي شويم. نظريه سنتي دلالت از دو وجه مورد انتقاد واقع شده است: نخست آنکه بر اساس اين نظريه، معنا هويتي ذهني است و ديگر آنکه آنچه پيوند ميان يک عبارت زباني و مدلول آن را برقرار مي سازد، معناي آن عبارت است. در اين مقاله ضمن اشاره به نظريه سنتي دلالت اسم هاي عام با تکيه بر آراي جان لاک، به انتقادهاي واردشده بر اين ديدگاه توسط فيلسوفاني همچون گوتلب فرگه و هيلاري پاتنم اشاره خواهد شد. نظريه پاتنم در اين زمينه هر دو پايه نظريه سنتي دلالت را نادرست مي داند. همچنين، در پايان، به نقدهاي واردشده بر نظريه پاتنم اشاره خواهد شد. |
| كليد واژه: اسم هاي عام، انواع طبيعي، نظريه دلالت، جان لاک، گوتلب فرگه، هيلاري پاتنم |
| |
|
نسخه قابل چاپ |