پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1387; 6(1 (پياپي 11)):35-51.
 
 
بوذري نژاد يحيي,غفاري عليرضا,بيناي مطلق سعيد
 
 
 

زيبايي و هنر در نظام فلسفي افلوطين (203-273 م.) جايگاه مهمي دارد. او در سه رساله از «نه گانه ها»ي خود به طور مستقل به مساله زيبايي و هنر پرداخته است: رساله ششم از نه گانه اول، رساله هشتم از نه گانه پنجم و رساله هفتم از نه گانه ششم. به دو گونه مي توان نشان داد که هنر و معرفت در فلسفه افلوطين يکي هستند؛ آنجا که هنرمند براي نظاره زيبايي معقول، خود را بايد زيبا کند و براي زيبا شدن همانند پيکرتراشان، پليدي را از خود دور سازد. با دور ساختن پليدي از خود، هنرمند به خود خويشتن باز مي گردد و بدين ترتيب، زيبا مي شود و به نظاره زيبايي عقل مي پردازد.
ديگر اينکه فعل هنرمندانه همانند فعل طبيعت، نفس و عقل است؛ همان گونه که آن ها با نظاره، زيبايي توليد مي کنند، هنرمند هم با نظاره صورت هاي عقلي، زيبايي را خلق مي کند. در اين صورت، آنچه رهبر تمام توليدات است، معرفت خواهد بود. پس در نظر افلوطين، زيبايي شناسي همان معرفت شناسي و هستي شناسي خواهد بود. در اين تفکر، راه درک هستي، زيبا شدن و راه زيبا شدن، نيک شدن است.

 
كليد واژه: احد، اقنوم، زيبايي، عقل، نفس، هنر
 
 

 نسخه قابل چاپ