پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) پاييز و زمستان 1387; 6(2 (پياپي 12)):95-119.
 
 
شيخ رضايي حسين,دباغ سروش
 
 
 

بحث درباره قوانين طبيعت و وضعيت دو اصل استقراء و عليت، از مباحث طرح شده در رساله منطقى- فلسفى ويتگنشتاين (تراكتاتوس) است. در اين نوشته، سعى بر آن است تا ابتدا با ارايه گزارشى عمومى از آراي ويتگنشتاين در رساله، تلقى او از قوانين اصيل طبيعت و رابطه آنها با منطق مورد بررسى قرار گيرد. در اينجا مى ‌توان ميان قوانين «عمومى» و قوانين «محدود» تفاوت قايل شد و رابطه هر كدام را مستقلا با منطق بررسى كرد. پس از اين، به بررسى وضعيت دو اصل استقراء و عليت، از منظر رساله، پرداخته و نشان داده مي شود كه چرا هيچ كدام از اين دو اصل، از نظر نويسنده رساله، در ميان قوانين اصيل طبيعت جاي ندارند.
در گام بعد، مقايسه‌ اى ميان آراي ويتگنشتاين و پوانكاره، به عنوان يك قرارداد گرا، در باب قوانين طبيعت صورت گرفته؛ و چند تفاوت مهم ميان رويكرد اين دو بررسي شده است. در اين بخش، اشاره شده كه چرا گزارش ويتگنشتاين از قوانين طبيعت، نمي ‌تواند از سوي دانشمند يا فيلسوف علمي كه براي تجربه، شاني خاص در فرآيند كار علمي قايل است، جدي تلقي شود.

 
كليد واژه: قوانين طبيعت، عليت، استقراء، قرارداد گروي، تئوري تصويري معنا
 
 

 نسخه قابل چاپ