پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حكمت) بهار و تابستان 1388; 7(1 (پياپي 13)):67-89.
 
 
مهاجري مصطفي*
 
* پژوهشگاه دانشهاي بنيادي
 
 

نظريه حداقلي صدق (MT) نظريه اي است که پول هاريچ آن را مطرح کرده و به دفاع از آن پرداخته است. اين نظريه، در گروه نظريه هاي انقباضي صدق قرار مي گيرد و مي توان آن را جديدترين گونه از اين نظريات محسوب کرد. هاريچ ادعا مي کندMT ، «شرايط کفايت» نظريه هاي صدق را برآورده مي سازد؛ يعني با استفاده از آن مي توان همه امور واقع مربوط به صدق را تبيين کرد. در اين مقاله، چهارچوب کلي MT و شرايط کفايت آن به اختصار معرفي مي شوند.
بعضي منتقدان تلاش کرده اند با نشان دادن امور واقعي که به نظر مي رسد به صدق مربوط هستند ولي ظاهرا
MT نمي تواند آن ها را تبيين کند، کفايت MT را مورد ترديد قرار دهند. انتقادهاي آنيل گوپتا و اسکات سومز در اين چهارچوب کلي قرار مي گيرد. به طور خاص آن ها مي خواهند نشان دهندMT  كفايت لازم را براي تبيين امور واقع کلي ندارد و اصطلاحا با مساله تعميم روبه رو است. در ادامه مقاله، انتقادهاي گوپتا و سومز مرور مي گردد، پاسخ هاريچ به آن انتقادها مورد بررسي و ارزيابي قرار مي گيرد، و استدلال مي شود که پاسخ او به انتقادهاي مطرح شده رضايت بخش نيست. در پايان، پاسخ ديگري به انتقادهاي مطرح شده فراهم مي شود و نشان داده مي شود که پاسخ پيشنهادي، هيچ يک از مشکلات پاسخ هاريچ را ندارد.

 
كليد واژه: نظريه حداقلي صدق، پول هوريچ، حداقل گرايي، نظريه انقباضي صدق، انقباض گرايي، مساله تعميم
 
 

 نسخه قابل چاپ