پژوهش هاي فلسفي - كلامي  پاييز 1387; 10(1 (37)):21-32.
 
 
اسدي محمدرضا*
 
* گروه فلسفه، دانشگاه علامه طباطبايي
 
 

از آن جا که آدمي از دو قوه نظري و عملي، سرشته شده است و هر يک از اين دو قوا نقش اساسي در نحوه زندگي انسان، ايفا مي کنند جا دارد که پرسش شود نظر و عمل چه نسبتي با يکديگر دارند و کداميک بر آن ديگري تقدم دارد؟ در پاسخ به اين پرسش ها فيلسوفان اسلامي و غربي پاسخ هاي مختلف و متعددي بيان کرده اند. در اين مقاله هيدگر و ملاصدرا به عنوان دو نماينده از تفکر فلسفي غرب و اسلامي براي پاسخگويي به پرسش هاي مطروحه انتخاب شده اند زيرا علي رغم برخي از مشابهت فکري در مباني فلسفي و انسان شناسانه، دو پاسخ متفاوت به پرسش هاي مذکور داده اند.
هيدگر با تعريف و تبيين خاصي که از عمل و نظر دارد قابل به تقدم وجودي عمل و پراکسيس برنظر، در مقام شکل گيري معرفت آدمي است و ملاصدرا با تعريف و تبيين متفاوتي از آنچه هيدگر در باب نظر و عمل دارد قايل به تقدم وجودي و ارزشي علم و آگاهي بر عمل در مقام شکل گيري معرفت آدمي و رجحان آدمي بر ديگر موجودات است.

 
كليد واژه: دازاين (: انسان)، فهم، عمل، نظر، هستي
 
 

 نسخه قابل چاپ