پژوهش هاي فلسفي - كلامي  زمستان 1387; 10(2 (38)):81-107.
 
 
خادمي عين اله*
 
* دانشگاه شهيد رجايي تهران
 
 

مساله سعادت از مسايل بنيادي اخلاق و فلسفه اخلاق از دير زمان تاكنون است و مورد توجه انديشمندان و مكاتب مختلف اخلاقي بوده است. فارابي آن را به دو قسم حقيقي و غيرحقيقي تقسيم مي كند و در نگرش او سعادت حقيقي امري بسيط نيست، بلكه مفهوم مركب است و غايه الغايات، خير لذاته، خير مطلق، خير غايت تام است و لذت آن از نوع لذت معقول و دراز مدت است. اراده به معناي اختيار، قوه ناطقه نظري و فطرت مشترك شرط لازم سعادت هستند نه شرط كافي و تحقق سعادت به برنامه ريزي نياز دارد و سعادت حقيقي امري مشكك است و بالاترين مرتبه آن قرب وجودي به خداست و همين امر اخير مويد تاثر فارابي از متون ديني است.

 
كليد واژه: سعادت، خير، غايه الغايات، لذت، فطرت، اراده
 
 

 نسخه قابل چاپ