پژوهش هاي فلسفي - كلامي  زمستان 1388; 11(2 (42)):241-256.
 
 
عابدي احمد,منفرد مهدي
 
 
 

اين مقاله به بحث تطبيقى زمان از ديدگاه سنت آوگوستين و صدرالمتألهين پرداخته است. آوگوستين زمان را يك واقعيت خارجى و عينى لحاظ نكرده، بلكه آن را يك امر ذهنى مي داند که البته بي ارتباط با امور عينى نيست و در ارتباط با تغيير و حركت، و حوادثى كه در گذشته و آينده رخ مي دهد، تفسير مي شود. صدرالمتألهين بر اساس مبانى حكمت متعاليه و خصوصا ديدگاه خاص خود در حركت جوهرى و اصالت وجود و تقدم وجود بر ماهيت، زمان را بعد چهارم ماده دانسته، و آن را علامت و نحوه وجود سيال و نوشونده تلقى کرده است. به عبارت ديگر، وى زمان را عرض تحليلى لحاظ كرده كه عقل مي تواند آن را از نحوه وجود اجسام و موجودات مادى انتزاع کند.

 
كليد واژه: صدرالمتألهين، آوگوستين، زمان، حركت، تغيير، عرض تحليلى، حركت جوهرى، امتداد، ذهن، خاطره، انتظار
 
 

 نسخه قابل چاپ