در ساغر طرب مِیِ اندیشه سوز نیست        تسکین ما ز جرعه‌ی مینای دیگر است
 
امروز می‌خوری غم فردا و همچنان           فردا به خاطرت غمِ فردای دیگر است
 
رهی معیری