پاسخ به:عاشقانه ها
پنج شنبه 28 خرداد 1388 11:09 AM
ديروز با يك دسته گل آمده بود به ديدنم،
با يك نگاه مهربون...
همون نگاهي كه سالها آرزو شو داشتم و از من دريغ مي كرد.
گريه كرد و گفت دلش برام تنگ شده، ولي من فقط نگاهش كردم...
وقتي رفت سنگ قبرم از اشكش خيس شده بود