پاسخ به:شعر رمضان
سه شنبه 9 شهریور 1389 3:49 PMبنال اي دل ،دل عالم غمين است *** شب قتل امير المومنين است
پيمبر ميزند بر سينه گويا *** در اين غم نوحه خوان روح الامين است
اگر سربشکند جا دارد امشب *** ندانم سر چه سودا دارد امشب
غريب يثرب و مظلوم کوفه *** هواي کوي زهرا دارد امشب
قراري اين دل شيدا ندارد *** که يار عاشقان يارا ندارد
نواکن گر حسيني هستي اي دل *** حسين بن علي بابا ندارد
هماي قدس را شهپر شکسته *** حريم مسجد و منبر شکسته
مزن بر سينه ،بر سر اي مسلمان *** سر داماد پيغمبر شکسته
طبيبا درد مولا را دوا کن *** طبيبا زخم او اهسته واکن
مدارا کن به اين فرق شکسته *** که شمشيرش به پيشاني نشسته
مبادا ديگر از او خون بريزد *** از آن ترسم که هرگز بر نخيزد
طبيبا قلب حيدر را شکستي *** تکلم کن چرا ساکت نشستي؟
مگر در زخم بيمارش چه خواندي *** که لب بستي و از گفتار ماندي
به پيشاني او چشمت چه ديده *** که رنگت ناگهان از رخ پريده
طبيبا کودکان چشم انتظارند *** بجز باباي ما بابا ندارد
تکلم کن ز بيمارت سخن گوي *** ولي آهسته در گوش حسن گوي