امروز در تاريخ
یک شنبه 21 اسفند 1390 12:27 PM
|
گفت و شنود نخستين سفير ايران در حبشه با امپراتور اين كشور مصريان يوناني تبار و مورخان يهود عهد باستان روايات حبشيها را درباره گفت و شنود نخستين سفير ايران با امپراتور حبشه كه در سال 524 پيش از ميلاد و نزديك به نوروز ايرانيان (طبق محاسبات تقويمي تازه، مارس 524 پيش از ميلاد) صورت گرفته بود اين چنين نقل کردهاند كه پس از آن در برخي کتابهاي روميان آمده است: امپراتور حبشه كه برگزيده بزرگان اين كشور بود از سفير كامبيز (كامبوزيا، كمبوجيه، کبوجيه Cabudjia *) كه از مصر به حبشه (اتيوپي) فرستاده شده بود ميپرسد كه ايرانيان در چه سني ميميرند، غذاي اصلي آنان چيست و آدابشان كدام است؟ سفير پاسخ ميدهد كه عمدتا تا هشتاد سالگي عمر ميكنند و غذاي اصلي ايشان عبارتست از: نان گندم، گوشت و ميوه. آب، زمين و آتش را هم آلوده نميسازند. اهورامزدا را كه خداي دانا، توانا و يگانه است پرستش ميكنند؛ دروغ نميگويند، كار بد نميكنند و نيّت بد داشتن را گناه ميدانند و با پوشش كامل و پاپوش (كفش) از خانه خارج ميشوند، اسپ را دوست دارند و مانند ملل ديگر آن را در مزرعه و باركشي مورد استفاده قرار نميدهند و نسبت به سالخوردگان خود نهايت احترام را رعايت ميكنند و از آنان به خاطر خدماتشان سپاسگزارند و هنگام ديدار، با بوسيدن دستشان اداي احترام ميكنند. امپراتور حبشه كه هداياي كامبيز پسر كوروش بزرگ را مقابل خود گذارده بود تا حاضران در مجلس مشاهده كنند سپس از سفير ايران علت تصرف مصر را ميپرسد كه سفير پاسخ ميدهد: به اين علت كه فراعنه به غير مصريها (به نوشته مورخان يهود، نسبت به يهوديان ساكن مصر) ظلم ميكردند.* «كبوجيه Cabudjia» نامي است كه در كتيبه داريوش ذكر شده است. يونانيان «كامبوزيا» و روميان و به نقل از آنان اروپاييان امروز «كامبيز» ميخوانند. وي پس از تصرف مصر به عنوان سرسلسله بيست و هفتم اين كشور شناخته شده است. معاهده مارس سال 1735 ايران و روسيه درپي پيروزي ارتش ايران به فرماندهي نادر بر عثماني در بين النهرين [نبرد آق دربند و نبرد کرکوک] و کشته شدن «توپال عثمان» ژنرال ارشد ارتش عثماني [معروف به سرعسکر= سردار] و پس گرفتن نجف، کربلا، حله و سامره و در محاصره قراردادن بغداد، نادر عازم قفقاز جنوب غربي شد تا عساکر عثماني را از آنجا هم براند. عثمانيها درجريان جنگ داخلي ايرانيان و افتادن اصفهان به دست اميرمحمود قندهاري [هوتکي]، از فرصت استفاده کرده و چند شهررا در بين النهرين، ارمنستان و قفقاز از دست فرمانداران ايران خارج ساخته بودند. همزمان، روسيه نيز در دربند [داغستان] و باکو نيروي نظامي مستقر ساخته بود. دولت روسيه که از پيروزي نادر خرسند شده بود و اميدوار بود جنگ و ستيز ايران و عثماني ادامه يابد و درنتيجه، عثماني از تعرض به قلمرو آن دولت در منطقه درياي سياه منصرف شود، «سرگي دميتريوويچ گوليتسين Sergei D. Golitsyn» را روانه اردوي نادر کرد. گوليتسين [اميرزاده روس] که قبلا هم با نادر ملاقات کرده بود براي فرونشاندن خشم نادر از استقرار نظامي روس در دربند و باکو به او اطمينان داده بود که روسيه قصد تصرف اين دو شهر را نداشته بلکه براي جلوگيري از افتادن اين دو منطقه به دست عثماني در آنجا نيرو مستقر ساخته و اين يگانها ظرف 15 روز باکو و تا دو ماه ديگر دربند را تخليه و به آن سوي کوههاي شمالي داغستان بازخواهندگشت. پس از تحقق اين وعده [خروج روسها از باکو و دربند]، گوليتسين از جانب تزار وقت به نادر پيشنهاد کرد که ميان دو دولت يک معاهده اتحاد بسته شود. www.iranianshistoryonthisday.com |