پاسخ به:داستان باستان آیت الله نوری
شنبه 20 اسفند 1390 6:35 PMدعبل شنيد حضرت رضا (ع ) به خراسان آمده است ، قصيده تكان دهنده و پرشور مدارس آيات را كه به قصيده تائيه معروف است ، سرود و به قصد مرو خراسان براى شرفيابى به حضور حضرت رضا عليه السلام عازم گرديد، وقتى كه خدمت حضرت رسيد، عرض كرد:
اى فرزند پيامبر! قصيده اى در شاءن شما گفته ام و با خود عهد كرده ام كه پيش از شما نزد هيچكس نخوانم ، حضرت فرمود:
بخوان ، او آن قصيده را (كه بسيار مفصل است ).
از اينجا شروع كرد:
مدارس آيات خلت من تلاوة
و مخزن وحى مقفر العرصات
اءرى فيئهم فى غيرهم متقسما
تا به اينجا رسيد:
و ايديهم من فيئهم صفرات
و قبر ببغداد لنفس زكية
و قبرى در بغداد است كه مربوط به جان پاك (امام موسى بن جعفر) است خداوند مهربان او را در غرفه هاى بهشت جاى داده است .
تضمنها الرحمن فى الغرفات
وقتى كه دعبل به اينجا رسيد، حضرت رضا (ع ) فرمود: آيا شعرى به قصيده ات اضافه نكنم ؟ دعبل عرض كرد: نهايت افتخار است ، امام فرمود بگو:
و قبر بطوس يالها من مصيبة
توقد بالاحشاء فى الحرقات
الى الحشر حتى يبعث الله قائما
دعبل گفت : اى فرزند پيامبر! اين قبرى كه در خراسان است ، آنرا نمى شناسم از كيست ؟
يفرج عناالهم و الكربات
امام فرمود: آن ، قبر من است .