پاسخ به:داستان باستان آیت الله نوری
جمعه 19 اسفند 1390 11:16 PMاز مردان بزرگ و با شهامتى كه حقيقت اسلام چون روحى در كالبدش قرار داشت و خون پيامبر (ص ) و على (ع ) در رگهايش جارى بود و در راه هدف هيچگاه از پاى ننشست عمرو بن حمق خزاعى است درباره شخصيت عمرو بسيار سخن گفته شده است ، ما در اينجا نخست به ذكر چند نمونه كه نمودار عظمت معنوى او است مى پردازيم و سپس فداكاريهاى او را در راه امر بمعروف و نهى از منكر خاطرنشان مى نمائيم :
1 - او در زمان رسول اكرم (ص ) در اطراف مكه زندگى مى كرد وقتى كه دعوت پيامبر (ص ) را شنيد و پيامبر را شناخت ، يكدل و يك جهت به او دل بست و دست از يارى و حمايتش نكشيد و پس از پيامبر، به على پيوست ، تا حدى كه جانش را در راه حمايت از على (ع ) تقديم كرد. مورخين مى نويسند: روزى پيامبر (ص ) عده اى را براى جهاد با دشمن بناحيه اى فرستاد به آنها فرمود: فلان ساعت شبانه بفلان محل در حاليكه راه را گم كرده باشيد مى رسيد وقتى كه بآنجا رسيديد بطرف دست چپ برويد كه ضمنا با مردى دانا و خيرخواه برخورد مى كنيد راه را از او بپرسيد، ولى او راه را نشان نمى دهد تا از غذايش بخوريد آنگاه براى شما گوسفندى را مى كشد، و پس از صرف غذا راه را نشان مى دهد، سلام مرا باو برسانيد و بگوئيد كه پيامبر اسلام (ص ) در مدينه ظهور كرده و مردم را باسلام دعوت مى كند.
سربازان حركت كردند همانطور كه حضرت فرموده بود راه را گم كردند و همان شخص را كه عمرو بن حمق بود ديدند، سلام پيامبر (ص ) را به او رساندند، او پس از اينكه با كشتن گوسفند و تهيه غذا از آنها پذيرائى كرد راه را به آنها نشان داد.
عمرو بن حمق ، پس از اين جريان آرام نگرفت ، كارهايش را به ديگران واگذار كرد و به سوى پيامبر (ص ) شتافت ، مدتى در حضور پيامبر (ص ) ماند: پيامبر (ص ) به او فرمود به محلت بازگرد و آنگاه كه على بن ابيطالب (ع ) به كوفه آمد آنجا را اقامتگاه خود قرار بده .
عمرو به محل خود بازگشت ، تا در زمان خلافت على (ع ) به كوفه مهاجرت نمود، روزى على (ع ) به او فرمود: خانه دارى ؟ گفت : آرى ، امام فرمود: خانه ات را بفروش و در ميان طايفه ازد خانه اى تهيه كرده و در آن سكونت كن زيرا در آينده كه من ناپديد شوم (از دنيا بروم ) دشمنان در جستجوى تو خواهند برآمد و طايفه ازد از تو دفاع مى كنند و ترا يارى مى دهند.
2 - مورخين نقل مى كنند، روزى عمرو بن حمق به رسول اكرم (ص ) آب داد، رسول اكرم (ص ) درباره او اين دعا را كرد: اللهم امتعه بشبابه خدايا او را از جوانيش بهره مند گردان بر اثر بركت اين دعا هشتاد سال از عمر او گذشت كه يك موى سفيد در او ظاهر نشد.
3 - او آنچنان در خدمت على (ع ) فداكارى و جان نثارى داشت كه درباره اش چنين گفتند: همانگونه كه سلمان براى پيامبر (ص ) بود، عمرو بن حمق براى على (ع ) بود، او در همه جنگهاى على (ع ) يعنى جنگ جمل و صفين و نهروان در ركاب على (ع ) با دشمن مى جنگيد.