پاسخ به:اسكندر مقدونى
جمعه 19 اسفند 1390 10:49 PMجعفر جد برامكه كه ملقب به برمك بود، نخست مجوس و آتش پرست بود، و در بلخ سكونت داشت و عهده دار خدمتگزارى آتشكده بلخ بود، تا اينكه قوانين و احكام اسلام او را به اسلام جذب كرد و مسلمان شد، او از خاندان معروفى بود، چون پدرانش هر كدام در زمان خود داراى پستهاى بزرگ بودند و به دانائى و هوشمندى شهرت داشتند.
سليمان بن عبدالملك (هفتمين خليفه اموى ) روزى در انجمن وزراء و امراء خودش گفت : اگر پادشاهى و قلمرو حكومت من از سليمان بن داود (ع ) بزرگتر نباشد، كمتر نيست ، با اين تفاوت كه باد و جن و وحوش و پرندگان نيز در فرمان او بودند، ولى اين فرمان براى من نيست .
يكى از هوشمندان مجلس گفت :
مهمتر از همه اينها موضوع وزارت است و بهترين چيزى كه باعث آبادى كشور مى شود، وزيرى است كه كارگردان و هوشيار باشد، و چنين كسى جعفر برمك است كه در بلخ مى باشد، پدران او پشت در پشت همه وزير بودند، هيچكسى شايستگى وزارت ترا جز جعفر ندارد.
بلخ در آن زمان يكى از شهرهاى ايران و تحت حكومت سليمان بن عبدالملك بود، سليمان به فرماندار بلخ فرمان صادر كرد كه جعفر را به دمشق بفرست ، و آنچه جعفر خواست ، مضايقه نكن ، فرماندار فرمان خليفه را به جعفر ابلاغ كرد، و جعفر با كمال شكوه به دمشق وارد شد.
به اين ترتيب برمكيان در دربار خلفاء راه يافتند و رفته رفته پسران و نواده هاى جعفر در كشور اسلامى نفوذ فوق العاده يافتند.
پسر جعفر، خالد وزير عبدالله سفاح (اولين خليفه بنى عباس ) شد و پسر خالد، يحيى مدتى وزير هارون الرشيد بود.
يحيى بن خالد، چهار فرزند داشت به نامهاى :
1 - فضل 2 - جعفر 3 - محمد 4 - موسى
هر يك از اينها صاحب پستهاى عظيم و حساس كشور پهناور اسلامى شدند، به گونه اى كه رگ و ريشه مملكت در دست اينها قرار گرفت ، فضل و جعفر مدتى وزير هارون بودند.
برمكيان بسيار خوشگذران بودند، و ضمنا سخاوت عجيبى داشتند و گويا علت نفوذ آنها در ميان مردم ، سخاوت و بخشش آنها بود به طورى كه بى حساب به قول معروف از كيسه خليفه مى بخشيدند.
از جريانهائى كه در تاريخ مذكور است ميزان اقتدار خاندان برمكى را در دربار سلاطين عباسى مى توان بدست آورد.
اينك براى نمونه :