پاسخ به:اخبار سوم اسفند ماه
چهارشنبه 3 اسفند 1390 8:48 PMخبرگزاری فارس: چین علاوه بر دارا بودن تجارت گسترده با کشورهای آمریکای لاتین حضور خود در این منطقه در حوزه نظامی را نیز طی سالهای اخیر افزایش داده است.
به گزارش خبرنگار فارس از منطقه آمریکای لاتین، چین جدا از حوزه تجارت، حضور مهم و رو به رشد دیگری نیز در حوزههای نظامی در آمریکای لاتین دارد. علاوه بر سفرهای مکرر مقامهای ارشد نظامی و دفاعی آمریکای لاتین به چین، تقریبا همه کشورهای آمریکای جنوبی نیروهای نظامی خود را برای گذراندن دورههای آموزش نظامی حرفهای به چین اعزام میکنند.
یکی از این دورهها، یک دوره پنج ماهه برای نیروهای رده میانی نظامی است که به زبان اسپانیانی در پکن برگزار میشود.
تجهیزات غیر مرگبار و پوشاک چینی نیز به یک کالای رایج در ارتش کشورهای آمریکای لاتین تبدیل شدهاند. علاوه بر این، در سایه فرصتهایی که دولتهای اکوادور، ونزوئلا و بولیوی فراهم کردهاند، جمهوری خلق چین شروع به فروش سخت افزارهای پیچیده در سراسر منطقه کرده است که از آن جمله میتوان به رادارها و هواپیماهای "K-8" و "MA-60" اشاره کرد.
شرکتهای سازنده تجهیزات نظامی چین مانند "نورینکو"(Norinco)، همانند شرکتهای فعال این کشور در بخشهای تجاری چون موتورسیکلت، خودرو و تجهیزات مصرفی، از تجربیات و سابقه روزافزون خود برای فروش محصولات در بازارهای منطقه استفاده میکنند.
این در نوع خود باعث میشود که شرکتهای چینی فعال در زمینه پشتیبانی، نگهداری، آموزش و خدمات این محصولات نیز پایشان به بازارهای آمریکای لاتین باز شود.
هر چند شرکتهای چینی هنوز به سطح "بازیگران اصلی" این منطقه نرسیدهاند یا هنوز نقشی اساسی در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین ندارند، با این وجود در حال حاضر نقش مهم و روزافزونی در بخشهای استراتژیک بسیاری از این کشورها برعهده دارند.
برای مثال، در بخش مخابرات شرکتهای "Huawei" و "ZTE" چین به ارائه کنندگان خدمات مهم در زمینه زیرساختها، خدمات و تولیدات تبدیل شدهاند و در بخش پشتیبانی نیز شرکتهایی مانند "China Shipping"، "China Overseas Shipping" و "Hutchison Whampoa" نقش مهمی در تجارت خارجی آمریکای لاتین بازی میکنند.
اما جمهوری خلق چین صرفنظر از روابط تجاری و نظامی با این منطقه نقشی مهمی نیز در سازمانهای منطقهای مانند "سازمان کشورهای آمریکایی"، "بانک توسعه کشورهای داخل آمریکا" و مرکز عملیات صلحبانی سازمان ملل متحد در هائیتی پیدا کرده است.
هر چند چین فقط عضو ناظر در سازمان کشورهای آمریکایی است، اما هیات چینی حضور مهمی در فعالیتهای این سازمان دارد.
در مورد بانک توسعه کشورهای آمریکا نیز چین از جایگاه خود به عنوان فرصتی برای آغاز فعالیت تجاری در منطقه استفاده کرده است که از آن جمله میتوان به توافقنامه تبادل ارز 10.2 میلیارد دلاری با آرژانتین اشاره کرد که در حاشیه نشست سالیانه این بانک در مارس 2009 امضاء شد.
همچنین چین از طریق کمکهای مالی خود به این بانک، عملا به عضو کمیته ویژه آن تبدیل شده است که بر روند اعطای وام به کشورهای بسیار فقیر منطقه نظارت دارد.
این مساله باعث آشنایی بیشتر چین با مشکلات کشورهایی از جمله هائیتی، هندوراس و نیکاراگوئه شده است که جمهوری خلق چین را به رسمیت نمیشناسند. در مورد هائیتی، کمکهای چین از طریق اعزام نیروهای پلیس به این کشور از سال 2006 در قالب صلحبانان سازمان ملل متحد افزایش یافت.
علاوه بر آن، چین از به چالش کشیده شدن سلطه آمریکا در منطقه از سوی ونزوئلا، اکوادور و بولیوی، بهره میبرد و با گسترش روابط تجارش خود با این کشورها به آنها این امکان را میدهد تا به عنوان قدرت اقتصادی سر پا بایستند.
با وجود این، چین از همراهی آشکار با شعارها و پروژههای ضد آمریکایی این کشورها خودداری میکند زیرا این کار میتواند روابط استراتژیک مهم چین با واشنگتن خراب کند.
ظهور چین در ابتدا با اقتصاد جهانی پیوند خورده بود که از طریق، تجارت، مسائل مالی و جریان اطلاعات که هر کدام متکی بر نهادها و همکاری جهانی هستند، شکل میگیرند. به خاطر همین مساله، برخی از رهبران چین معتقد بودند اگر یک بازیگر جهانی مثل آمریکا بتواند مانع از همکاری نهادهای جهانی و قطع کردن حمایت آنها از منافع چین شود، رشد و توسعه اقتصادی ثابت چین و به تبع آن ثبات رژیم حاکم بر این کشور در معرض خطر قرار خواهد گرفت.
در آمریکای لاتین، چین با کسب عنوان عضو ناظر در سازمان کشورهای آمریکا در سال 2004 و پذیرش در بانک توسعه کشورهای داخل آمریکا تلاش کرده از جایگاهش در این سازمانهای منطقهای مهم برای جلوگیری از استفاده سایر کشورها از این سازمانها علیه منافع چین بهره بگیرد.
همچنین چین این امید را در شیلی، پرو و کاستاریکا برای دسترسی به بازار این کشور ایجاد کرده است و با این امید میخواهد با آنها پیمان تجارت آزاد دوجانبه امضاء کند و با این کار آمریکای لاتین را از یک منطقه تحت سیطره اقتصاد آمریکا خارج کند زیرا آمریکای لاتین در حال حاضر یک منطقه تجارت آزاد آمریکاییها است و این شرایط عملا به نفع چین نیست.
چین هر چند این امیدها را ناامید نمیکند اما تا امروز تلاش کرده خود را مستقیما با فعالیتهای ضد آمریکایی یا شعارهای این کشورها علیه آمریکا همراه نشان ندهد تا روابط استراتژیک مهم خود را با آمریکا و غرب به مخاطره نیاندازد.
با وجود این، رابطه چین و آمریکای لاتین نمیتواند عاری از ویژگیهایی باشد که زمانی مشخصه رابطه شوروی سابق و آمریکای لاتین در طول دوران جنگ سرد بود. مثلا بولیوی بعد از اینکه آمریکا امکان خرید هواپیما از جمهوری چک را از این کشور گرفت برای خرید هواپیمای جنگی "K-8" به چین رجوع کرد.
جایگاه تاریخی چین به عنوان "رهبر جهان در حال توسعه" این کشور را به همپیمانی طبیعی برای نسل جدید رهبران آمریکای لاتین مثل "هوگو چاوز"، "رافائل کورهآ" و "اوو مورالس" تبدیل کرده است.
مثلا مورالس بعد از اولین سفرش به چین در مقام رئیس جمهور منتخب بولیوی خود را "یکی از حامیان مائو" معرفی کرد. همین طور چاوز اعلام کرد که مائو و چهره انقلابی آمریکای لاتین یعنی "سیمون بولیوار" اگر در مسیر هم قرار میگرفتند میتوانستند دوستان خوبی برای یکدیگر باشند.
هر چند این رهبران ممکن است عمدتا در پی جلب سرمایه و کالاهای چینی باشند، اما جایگاه چین به عنوان یک جایگزین ژئوپلیتیک در برابر آمریکا عملا سیاست آنها را در قبال چین شکل میبخشد.
اگر چه این مسائل مستقیما منافع ملی آمریکا را به مخاطره نمیاندازد اما تاثیرات جمعی ظهور دوباره جریان جهانی ارزش افزوده و سیر حوادث که عمدتا به نفع چین هستند توانایی آمریکا را برای تحقق اهداف ملی و منافع خود در منطقه که بیش از پیش متکی به چین میشود، با مشکل مواجه میکند.
تحلیلگرانی که دنبال نشانههایی از کاهش یا حتی توقف فعالیت چین در آینده نزدیک در آمریکا لاتین میگردند، ممکن است به نتایج دلخواه خود نرسند. قدرت چین در آمریکای لاتین همچنان مسائل مهمی را در زمینه امنیت ملی آمریکا برمیانگیزند و حتی با وجود اینکه چین در راستای ظهورش در عرصه جهانی صریحا در پی دور زدن یا به حاشیه راندن آمریکا نیست این مسائل به قوت خود باقی هستند.
انتهای پیام/ت.ص