خدا آن حس زیبایی
یک شنبه 16 بهمن 1390 4:34 PMخدایا
چرا تو ای شکسته دل خدا خدا نمیکنی
خدای بی نیاز را چرا صدا نمیکنی
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره میکند
چرا میان گریه ها خدا خدا نمیکنی
به هر لب دعای تو فرشته بوسه میزند
برای درد بی دوا چرا دعا نمیکنی
خدای من
در اگر باز نگردد نروم باز به جاییپشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهیکس به غیر از تو نخواهمچه بخواهی چه نخواهیباز کن در که جز این خانه
مرا نیست پناهی
درد و دل با خدا
روزی از روزها که خدا بود و دیگر هیچ نبود به سراغ وحی الهی رفتم
تا درد دلی با خدا کنم و اینگونه بود آن گفتگو
گفتم خسته ام
گفت از رحمت خدا نا امید مشوید(زمر/۵۳)
گفتم هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره
گفت خدا حائل است بین انسان و قلبش(انفال۲۴)
گفتم:کسی رو ندارم
گفت :ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم!(ق/۱۶)
گفتم ولی انگار اصلا منو فراموش کردی
گفت:خدا را یاد کنید تا یاد شما بماند!(بقره/۱۵۲)
گفتم:تا کی باید صبر کرد؟
گفت: شاید موعدش نزدیک باشد (احزاب/۶۳)
گفتم تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچیک خیلی دوره تا اون موقع
چیکار کنم؟
گفت:کارایی را ک گفته ام انجام بده و صبرکن تا خدا خودش حکم
کند.(یونس/۱۰۹)
گفتم خیلی خونسردی!تو خدایی و صبور!من بنده ات هستم و ظرف
صبرم کوچیک
گفت:شاید چیزی که دوست داری به صلاحت نباشه!(بقره/۲۱۶)
گفتم چرا؟
گفت خدا نسبت به همه ی مردم مهربونه!(بقره/۱۴۳)
گفتم دلم گرفته!
گفت:مردم خود را ب چ امید میدهند ؟باید به فضل و رحمت خدا شاد
باشن!(یونس/۵۸)
گفتم اصلا بیخیال!توکل ب خدا!
گفت:خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره.(آل عمران/۱۵۹)
گفتم خیلی چاکریم!
و این بار گفت بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن. اگه
خیری بهشون برسه امن و آرامش پیدا میکنن و اگه بلایی سرشون
بیاد تا امتحان شن روگردون میشن!(حج/۱۱)