تاريخ انديشه‌ها
تبادل انديشه‌ها
انديشه معاصر
قدرت انديشه
دنياي انديشه‌ها
تاملات فلسفي
مقالات فلسفي
دانشنامه فلسفه
عرفان
معرفي عرفا
مفهومي به نام خدا
خلوت دل
قطعات عرفاني
مقالات عرفاني
درباره ادبيات
آشنايي با مشاهير ادبيات
قطعات ادبي
شعر و شاعري
مقالات
--» مفهومي به نام خدا --» درباره  او--» تاريخ خدا

در جهان تاريخ، اديان بصورت ايدئولوژي گروه‌ها، گروه‌هايي كه منافع گوناگون و گاه متضاد داشته‌اند، در آمده‌اند. هرگاه تقابل بين اين گرو‌ها تا حد تخاصم و تضاد مي‌رسيد، ايدئولوژي‌هاي مذكور نيز كاركرد‌ها متضاد ايفا مي‌كردند.

شريعتي، در فلسفه، تاريخ دين را به دين شرك و دين توحيدي تقسيم كرده و آورده است؛ دين شرك در تاريخ به دو شكل حركت دارد: اول به شكل مستقيم خودش كه در تاريخ اديان مي‌بينيم يعني دين مهره‌پرستي، بعد تابوپرستي]كذا في‌الاصل[، بعد ماناپرستي، بعد رب‌النوع پرستي، بعد چند خداپرستي، بعد ارواح پرستي، بعد به شكل خداپرستي. اين سلسله دين شرك است در اديان؛ اما اينها اشكال آشكار دين شرك است. دوم شكل پنهاني دين شرك است كه از همه خطرناك‌تر و موذي‌تر است و تز همه به بشريت و به حقيقت بيشتر آسيب رسانده است. اين شكل پنهاني دين شرك پنهان شدن در زير نقاب توحيد است. پيغمبران توحيد تا بر‌مي‌خاستند و در برابر شرك مي‌ايستادند، شرك در برابرشان مي‌ايستاده. اين پيغمبران اگر پيروز مي‌شدند و شرك را به زانو در مي‌آوردند، در آن صورت شرك در پوست خودش و پيروان و جانشينان و ادامه‌دهندگان آن به زندگاني پنهاني خودشان ادامه مي‌داده‌اند. اين است كه مي‌بينيم بلعم با عور در برابر موسي و در برابر نهضت موسي از ميان مي‌رود، به صورت خاخام‌هاي دين موسي و به صورت فريسيان كه قاتل عيسي هستند، در مي‌آيند