پاسخ به:ارجاعات انقلاب
چهارشنبه 11 آبان 1390 8:17 PM
همچنين اين روايت كه از حضرت اماممحمدباقر(ع) در بحارالانوار علامه مجلسي(ره) و الملاحم و الفتن سيدبنطاووس(ره) آمده است مورد استناد قرار ميگرفت: «گوئيا ميبينم گروهي از مشرقزمين خروج مينمايند و طالب حقاند، اما آنها را اجابت نميكنند. مجددا بر خواستههايشان تاكيد دارند، اما مخالفان نميپذيرند. وقتي چنين وضعي را مشاهده ميكنند، شمشيرها را به دوش كشيده در مقابل دشمن ميايستند و اينجا است كه پاسخ مثبت ميگيرند. اما اينبار، خودشان نميپذيرند تااينكه همگي قيام ميكنند . . . و درفشِ هدايت را جز به دست تواناي صاحب شما (حضرت مهدي (عج) به كسي ديگر نميسپارند. كشتههاي آنان شهيد محسوب ميشوند. اگر من آن زمان را درك ميكردم، خويشتن را براي ياري صاحب اين امر نگه ميداشتم.»[i] معمولا مراحلي كه در اين روايت نقل شده، با مراحل مختلف انقلاب اسلامي، يعني بهترتيب با نهضت سالهاي1343ــ1340، دوره انقلاب در سالهاي1357ــ1356 و در مرحله آخر با مقطع پيروزي انقلاب از سال1357و پس از آن تطبيق ميشد.
الف ــ تقابل سكولاريزم با مقدسات مورد ارجاع رهبران انقلاب اسلامي:
يكي از اساسيترين و راهبرديترين اهداف كشورهاي غربي در دو قرن اخير، اين بوده و هست كه جوامع و كشورهاي پيرامون را هرچهبيشتر با خود همگون كنند. تحولات جوامع غربي از قرن شانزدهم تاكنون همواره در جهت سكولاريزم و دنيويشدنِ همهچيز پيشرفته است؛ يعني در فرهنگ نوين غربي، شيء و امرِ «مقدس» كه جنبه غيرمادي داشته باشد، جايگاهي ندارد؛ هرچند شايد اين جوامع هنوز به برخي مقدسات در عمل پايبند هم باشند. اصليترين نهادهايي كه در غرب، از سكولارماندن آنها با وسواس مراقبت ميشود، نهاد آموزش، حقوق، اقتصاد و بهويژه سياست و قدرت ميباشد.
[i]ــ همان، صص248ــ247