نقش كعبه در قبله

خانه كعبه اين جايگاه شرافتمند، در زندگى مسلمانان داراى دو ويژگى و در واقع دوگونه توجيه است: يكى قبله و ديگرى طواف كه هر يك از اين دو ويژگى‌ها، سمبل مفهومى است كه با ديگرى تفاوت دارد. در اينجا در مورد «قبله» سخن مى‌گوييم:

فَلَنُوِلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضاه(1)؛ «تو را به سوى قبله‌اى كه مى‌پسندى مى‌گردانيم.»

قبله داراى نقش دوگانه‌اى است:

الف- مسلمانان روزانه دست‌ كم پنج بار رو به خدا (رو به قبله) قرا مى‌گيرند.

ب- جهت‌گيرى مسلمانان به سوى قبله، از وحدت و اتحادى برخوردار مى‌شود.

اينك توضيحى درباره اين دو نقش:

 

نقش نخستِ قبله

روى كردن به قبله در نمازها، نشان از اخلاص در برابر خداوند متعال است و اخلاص به معناى تسليم شدن خط سير و جهت حركت انسان‌ها به خداوند متعال و روى آوردن به اوست. تسليم شدن انسان در برابر خداوند به چند گونه است:

1- تسليم در برابر قضا و قدر الهى به مفهوم عدم اعتراض و شكايت از مشيّت و قضا و قدر الهى در خوشى‌ها و ناخوشى‌هاست. 

2- تسليم شدن در برابر دين و حكم و شريعت الهى، به معناى اطاعت و تسليم در برابر امر و فرمان خداوند و پايبندى دقيق به حدود و قوانين الهى است كه تقوا نام دارد.

3- وجهه الهى و رضايت خداوندى را هدف و سمت و سوى حركت خود قرار دهد و همّ و غمّش، تحقّق بخشيدن به خشنودى خدا و كسب رضاى او و تقرّب به درگاه خداوندى باشد. اين مسأله يعني از جهت روانى و ذهنى؛ يعنى جلب رضاى الهى و خشنودى اوست.

انسان نسبت به خدا، سه حالت مى‌تواند داشته باشد:

1ـ قرار گرفتن در صراط مستقيم و راه راست.

2ـ حالت رويگردانى و قرار گرفتن در برابر خدا؛ يعنى حالت كسانى كه در قرآن از آنها به «مغضوبٌ عليهم» ياد شده است.

3 ـ حالت انحراف از خدا و البته بدون رويگردانى است كه همان حالت گمراهان (ضالّين) است.

اينها همان سه حالت انسان در برابر خداوند است كه در سوره فاتحه، به آنها اشاره شده است: حالت نخست، تنها حالت درست و راست در زندگى انسان است. و دورترين حالت انسان نسبت به خدا همان حالت رويگردانى و قرار گرفتن در برابر خدا؛ يعنى در شمار «مغضوب عليهم» بودن است؛ در اين حالت انسان از دايره رحمت گسترده الهى ـ كه جز به اراده خداوندى از چيزى دريغ نمى‌گردد ـ خارج مى‌شود؛ يعنى سقوط مى‌كند و به هلاكت مى‌افتد؛ در اين صورت، پرده‌اى ميان انسان و خدا حايل مى‌شود.

ميان اين دو حالت، حالتى است كه در آن انحراف از خدا و رويگردانى ناآگاهانه مطرح است و متعلق به گمراهان (ضالين) است؛ اين حالت نيز منحرفانه است و بر راه درست و راستى قرار ندارد ولى متضمن رو در رويى با خداوند نيست و لذا در محدوده اميد و رحمت الهى واقع است.

روى آوردن به قبله، نشان از همين تنها حالت درست و راست و مستقيم آدمى؛  يعنى اخلاص براى خدا دارد كه اولين نقش قبله نيز در همين است.

 

دومين نقش قبله

نقش دوم قبله در آن است كه همه روى‌ها را به قبله سمت و سو مى‌دهد. اين يك ويژگى اجتماعى در اخلاص براى خداست كه باعث نزديكى و سرعت و اقبال بيشترى در حركت به سوى خدا مى‌گردد.

شگفت آن كه حركت انسان به سوى خدا در ضمنِ حركت توده‌هاى مؤمن در همين سو، سريعتر، نيرومندتر و باعث خشنودى بيشتر خداوندى در مقايسه با حركت تنها و انفرادى انسان به سوى خداست، مگر آن كه اين انسانِ تنها، همچون حضرت ابراهيم(عليه السلام) به تنهايى امّتى به شمار آيد.

خداوند متعال همواره دوست دارد تا بندگان خود را به طور گروهى در برابر خود يابد و اگر نماز، گزارند به جماعت باشد و اگر رو به سوى او آورند، دسته جمعى اين كار را بكنند و اگر روزه گرفتند همگى با هم روزه بگيرند و اگر قصد افطار كردند، افطارشان گروهى و همزمان باشد. اين ويژگى اجتماعى، ويژگى اصيل و خصلت پابرجايى و پرمفهومى در دين اسلام است و قبله، افزون بر اصل تسليم در برابر خدا و اخلاص براى او، اين ويژگى اجتماعى را نيز تحقق مى‌بخشد.

 

پي‌نوشت‌:

1ـ بقره: 144 .