پاسخ به:ویژه حج
دوشنبه 9 آبان 1390 10:54 PMتجلّى خداوند در عرفات
روزى جناب آقاى میرزا مهدى آشتیانى در منزل مرحوم آیت الله حجّت بودند. ایشان در آنجا چنین تعریف كردند:
اینجانب دچار یك بیمارى سختى شدم كه براى معالجه آن، هم در كشور بسیار تلاش كردم و هم به خارج از كشور سفر كردم، امّا معالجه نشد و از باز یافتن سلامتى خویش ناامید شدم.
در سال 1365ه. ق كه تودهاىها تسلط شوم خود را بر شمال و آذربایجان استحكام بخشیدند. اینجانب با اتوبوس عازم مشهد بودم كه در میان راه حالم به هم خورد، به گونهاى كه راننده و مسافران اتوبوس فكر كردند دچار سكته قلبى شدهام. به همین جهت ماشین را متوقّف كردند و مرا بیرون آوردند تا براى نجات من كارى بكنند.
امّا من در همان حال در عالم دیگرى بودم. دیدم كه در صحراى عرفات هستم و انوار بسیارى در آنجا به آسمان پرتو افكن است و انبوه مردم بدان سو چشم دوختهاند، پرسیدم: چه خبر است؟ گفتند: پیامبر گرامى حضور دارند.
به سوى آن حضرت رفتم كه دیدم چهارده خیمه در كنار هم به یكدیگر نصب شده كه بزرگترین آنها از آن پیامبر(صلى الله علیه و آله) است. وارد شدم و ضمن عرض سلام خواستم بیمارى خود را باز گویم كه پیامبر با مهر و محبّت بسیارى فرمودند: از آن جایى كه شما زائر پسرم رضا هستى، برو به خود او بگو.
به خیمه حضرت رضا(علیهالسلام) رفتم و پس از عرض سلام سه حاجتى كه داشتم باز گفتم.
آن حضرت جواب مرا دادند. در این حال بود كه آمدم، دیدم در میان بیابان و در حلقه مسافران اتوبوس هستم.
در آن محفل آیةالله حجّت اظهار مىدارند: من مدّتها در مورد این روایت كه مىفرماید: «إنّ الله یتجلّى لأهل العرفات؛ خداوند تجلّى مىكند بر اهل عرفات» مىاندیشیدم و اكنون براى من روشن شد كه تجلّى خدا در عرفات عبارت از تجلّى پیامآور او بر مردم و تجلّى خدا بر پیامبر گرامى و خاندان وحى و رسالت است.
برگرفته از داستانها و حكایتهای حج، رحیم کارگر