از نيمه دوم سده بيستم به تدريج شاهد تحولي در عاشوراپژوهي غربي ها هستيم: اولاً، كتاب‌ها و مقالات مستقل در اين زمينه ارائه شد؛ ثانياً، تنوع موضوعي و روشي پيدا شد و پژوهشگران فقط به روش تاريخي و توصيفي اكتفا نكردند، بلكه با استفاده از مطالعات ميان رشته‌اي و شيوه‌هاي تعليل حوادث از منظرهاي جامعه شناسي و علوم سياسي به حادثه نگريسته‌اند. نكته جالب توجه در اين نوشتارها توجه ويژه ايشان به آداب و مراسم مربوط به عاشوراست، چه اينكه بخش قابل توجهي از تحقيقات صورت گرفته به تحليل جامعه شناختي و رواني اين آداب و رسوم در اين زمينه پرداختند. توجه به ابعاد نمايشي عاشورا نظير تعزيه و ابعاد ادبي آن مانند سوگواره‌هاي عاشورايي از نكات قابل توجه در ميان محققان غربي بوده است.

در سطور آتي به معرفي مستشرقان و مراكز و آثار ايشان در موضوع عاشورا و ريز موضوعات آن نظير محرم، كربلا و آداب و رسوم عزاداري مي‌پردازيم.

ابتدا به سيرتاريخي عاشوراپژوهي علمي‌ با تكيه بر زندگي و آثار مستشرقان اشاره مي‌كنيم.[i]

 



-[i] در معرفي برخي شرق شناسان وامدار اين منبع هستيم. عبدالحسين حاجي ابوالحسني، محمد نوري، «نگاهي به عاشورا پژوهي در غرب»، ش 63 و 64.