با نگاهی گذرا به سیر مطالعات شیعی در غرب در مي‌يابيم که انقلاب اسلامی ‌ایران به مثابه زنگ بیدارباشی برای جهان غرب، ‌آنها را وادار كرد تا بخش قابل توجهی از توان تحقیقی و مطالعاتی مراکز و مؤسسات پژوهشی خود را معطوف مطالعات شیعه شناسی كنند. که نقطه عطفی در سیر تاریخی مطالعات شیعی غرب به حساب می‌آید. تعداد قابل توجه آثار منتشر شده در باب تشیع در دو دهه اخیر خود گواهی روشن بر‌این امر است.

بديهي است که پس از انقلاب اسلامي‌در ايران و ظهور جنبش‌هاي شيعي در جهان، توجه غرب به مطالعات شيعي را بيش از پيش جلب كرد؛ براي نمونه می توان به نگارش بیش از پانصد عنوان پایان نامه در مقاطع تحصیلات تکمیلی دانشگاه‌‌های غرب در مورد ‌ایران و تشیعاشاره کرد. اما مسئله مهم ‌این است که ما به عنوان کانون توجه ‌این مطالعات، تا چه حد از مطالعات غربیان درباره تشیع آگاهیم؛ چه افراد، مراکز و مؤسساتی، شیعه پژوهی را وجهه همت خویش قرار داده اند؛ آیا ‌این کارها از اصالت کافی علمی برخوردار است و....

با کمال تأسف تا کنون پاسخ شایسته‌ای به‌این پرسش‌ها داده نشده است؛ مشکل نیز از همین‌جا شروع مي‌شود، زیرا بدون شناخت توانایی‌‌های طرف مقابل، نمي‌توان در مقابل چشمانی که ما را به دید یک پدیده تازه کشف شده مي‌نگرد، به برنامه‌ریزی مناسبی دست زد. مقاله حاضر با هدف پر كردن اين خلأ در يك حوزه خاص ـ هر چند به صورت ناقص ـ نگارش يافته است.

 



[i] - رک: مركز اسناد انقلاب اسلامي، (تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1378).