مطالعات شیعی در غرب

شاخه‌ای از مطالعات اسلامی در غرب به نام «مطالعات شیعی» معروف است. شاخه‌ای نسبتاً نوپا که بیشتر تکاپو و حیات خود را در دهه‌‌های اخیر مدیون انقلاب اسلامی در‌ ایران است.

دليل عدم توجه به تشيع درمطالعات اسلامي‌ غربي‌ها همان علت سنتي اين قضيه است؛ يعني سيطره اهل سنت بر مراکز قدرت و ثروت در طول تاریخ اسلام. ‌این عامل باعث‌ شده که تشیع و شیعیان در حاشیه مطالعات اسلامی قرار داشته باشند؛ لذا سالیان متمادی تشیع چهر‌ه‌ای پر از ابهام و مه‌آلود در آثار شرق‌شناسان غربی داشته است. به ‌این مطلب شیعه پژوهان معاصر هم اشاره دارند:

آنچه از جست‌وجو در میان منابع کهن غربیان در مورد اسلام استفاده می‌شود ‌این است که در قرون ابتدایی مواجهه اسلام و غرب از آنجا که آشنایی غربیان از اسلام به طور کلی و عام بوده آشنایی‌ ایشان از تشیع در حد بسیار ناچیز بوده یا شاید بتوان گفت که اصولاً آشنایی در‌این مورد نداشته اند:

صرف نظر از برخورد تند پار‌ه‌ای از منتقدان و نویسندگان مسلمان با پدیدة شرق شناسی و متهم ساختن شرق شناسان به تعقیب اهدافی سوء و برداشت‌های نادرست از متون اسلامی و ارائه تحلیل‌هایی ناصواب از جنبه‌‌های مختلف تاریخ، فرهنگ و اندیشة اسلامی‌، این اعتقاد تقریباً مورد پذیرش همگان است که شیعه در مطالعات و بررسی‌های شرق‌شناسی، بسیار مورد غفلت و بی‌توجهی قرار گرفته و تصویری نادرست از آن ارائه شده است. به نظر می‌رسد ‌این جملة ادوارد براون (متوفای 1926 م) همچنان به قوت خود باقی است که «هنوز در هیچ یک از زبان‌های اروپایی، تألیفی مشروح، کافی و قابل وثوق درباره شیعه در دست نداریم».



[i] - ارزینه لالاني، نخستین اندیشه‌‌های شیعی تعالیم امام باقر˜، ترجمه فريدون بدره‌اي (تهران، نشر فروزان روز، 1381) ص7.

[ii] - همان، ص8.