در مرحله استعمار با پدید آمدن ابعاد تاز‌ه‌ای در روابط غرب و شرق به خصوص مسائل اقتصادی، نگاهی جدید با رویکرد اقتصادی به اسلام و شرق به وجود آمد. با افزایش ارتباطات در قرون اخیر، آغاز دین پژوهی علمی و افزایش مطالعات در مورد اسلام،«مرحله تحقیق علمی» پدیدار شد. در‌این مرحله در کنار رشد فزاینده مراکز مطالعات اسلامی و شرق‌شناسی، شاهد ورود غیراروپایی‌ها نیز به‌این عرصه هستیم.

پس از واقعه يازده سپتامبر، بسیاری از معادله‌‌های سیاسی و فرهنگی جهان تغییر كرد. در پی‌ این تغییر، مطالعات اسلامی ویژگی‌‌های جدیدی یافته است که می‌توان آن را در بحثی جداگانه مورد بررسی قرار داد. در واقع غرب به رهبری امریکا با استفاده از قدرت رسانه‌ای و با مقاصد سلطه جویانه خویش، ادبیات تاز‌ه­ای را در حیطه مطالعات اسلامی وارد كرده است (با تأکید بر بزرگ نمایی ابعاد ستیزه جویانه اسلام و با استفاده از واژه‌هایی چون تروریسم و بنيادگرايي)؛ بنابراین در سال‌هاي اخير آنچه مي‌توان از اسلام شناسی در غرب برداشت ‌شود مي‌توان نوعی بازگشت به مرحله استعمار تلقی کرد و شاید آن را بتوان مرحله ششم سیر مطالعات اسلامی در غرب برشمرد.

 



[i] - رك: ريچارد سي مارتين، «پيشينه مطالعات اسلامي در غرب»، ترجمه سيد حسن اسلامي، ش 54، بهمن 1377، ص25.