1. معنويت
اين، حقيقتي است كه در بخش دوم مي خواهم عرض كنم و بايد به آن توجّه شود. وجهه جهاني و بين المللي انقلاب، عبارت از پيام معنويّت در سطح جهان است. دنيا غرق در مادّيت است. دستهاي سردمداران و شبكه هاي اختاپوسي مادّي، از يكي دو قرن پيش، دنيا را به سوي مادّيگري سوق داده و ملّتها را در منجلاب مادّيگري غرق كرده است. امروز دنيا در جهتگيري خود و راهي كه قدرتها و دولتها براي آن پيش بيني مي كنند، نه تنها هيچ جنبه معنوي ندارد، بلكه به طرف مادّيگري حركت مي كند و معنوّيات را از انسانها سلب مي نمايد. علّت اين كه مي بينيد در بسياري از كشورها، نسلهاي جوان به ستوه مي آيند، خودكشي زياد
مي شود، خانواده ها متلاشي مي شوند و جوانان به آوارگي مي افتند، همين كمبود معنويّت است. براي بشر، معنويّت يك غذا و تغذيه روحي است. مگر مي شود بدون معنويّت انسان بتواند مدّت طولاني اي راحت زندگي كند؟ هرجا علم و تمدّن مادّي بيشتر است، آشفتگي ها هم بيشتر مي شود. اين هم به خاطر گناه حذف معنويّات به وسيله قدرتهاي جهاني از صحنه زندگي مردم عالم است. پيام انقلاب اسلامي، پيام معنويّت، توجّه به معنويّت، وارد كردن عنصر معنويّت در زندگي انسان و توجّه به اخلاق و خداست. هر جا كه نام و پيام امام نفوذ كرد، معنويّت را در آن جا به همراه برد. حتّي اگر به جوامع مسيحي و غير مسلمان كه به انقلاب اسلامي روي خوشي نشان دادند، از آن درسي طلب كردند و بهره اي بردند نگاه كنيد، معنويّت را در آن جا مشاهده خواهيد كرد. ردّ پاي انقلاب بزرگ اسلامي ما معنويّت است و اين معنويّت، اوّلين پيام اين انقلاب و امام معنوي است؛ امامي كه خود يك انسان والا و معنوي، عارف ، فقيه، دين شناس، متعبّد و قائم ب اللّيل بود. امام، كسي بود كه نيمه شب با خدا خلوت مي كرد و تضرّع مي نمود.
2. عدالت
پيام ديگر انقلاب، «عدالت» است. در دنيا هرجا كه نداي عدالتخواهي بلند شده است، اين انقلاب آن جا را با خود و از خود و متناسب با خود يافته است و با حقجويان و عدالتخواهان عالم، همراهي كرده است. بسياري از عدالتخواهان، آزاديخواهان و مبارزان با ظلم و تبعيض در شرق و غرب و قارّه هاي پنجگانه عالم، مي گويند «ما از انقلاب شما اين درس را آموختيم» و راست مي گويند. اين هم يك پيام است؛ پيام عدالتخواهي.
بيانات در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خميني ( ره )
در مرقد مطهر ـ 14/3/74
پيام انقلاب به جوامع مسلمان: بازگشت به اسلام
پيام بزرگ و مهم انقلاب ما براي امّت اسلامي و جوامع و ملّتهاي مسلمان، عبارت از «احياي هويّت اسلامي، بازگشت به اسلام، بيداري مسلمانان و بازگشت به نهضت اسلامي» است. اين، پيام بزرگ انقلاب ما به ملّتهاي مسلمان است كه امام و پيشواي بزرگ اين راه و معلّم بزرگ اين خطّ و مكتب بود.
مسلمانان را از خود بيگانه كرده بودند. مسلمان در اطراف دنيا خجالت مي كشيد بگويد «من مسلمانم». دولتهاي غير اسلامي و ضدّ اسلامي، در كشورهاي خود وضعيتي به وجود آورده بودند كه هيچ جوان امروزي، بويي از اسلام حس نكند و خبري از اسلام نداشته باشد. اسلام را متعلّق به نسل گذشته معرفي مي كردند. مي گفتند «اسلام مرد؛ رفت؛ تمام شد.» در جوامع مدرن، مترقّي و متمدّن دنيا، كاري كرده بودند كه مسلمانان جرأت ابراز مسلماني خود را نداشتند. يا عمل به اسلام را، به كلي ترك مي كردند يا اگر هم انجام مي دادند، در خفا و با ترس و وحشت بود.
كشورهاي اسلامي هم، وضع بهتري نداشتند. يك رئيس كشور اسلامي، در يك مجمع جهاني رؤساي كشورها، خجالت مي كشيد نطق خود را با «بسم الله» شروع كند! اين را عيب و ارتجاع مي شمردند! از اسلام و نشانه هاي اسلام، شرم مي كردند و عوامل استكبار كه ضربت و سيلي اسلام را در اوايل و اواسط دوران استكبار و استعمار خورده بودند و از اسلام مي ترسيدند، احساس كنار گذاشتن اسلام را در مردم تقويت مي كردند.
در كشور خود ما ايران هم همين طور بود. برادران و خواهران! كدام يك از شما كه آن دوران را درك كرده ايد، يادتان مي آيد كه يك مسلمان، جرأت كند در حضور جماعتي در غير مسجد نماز بخواند؟ اگر كسي در فرودگاهها يا در ميداني در وسط شهر نماز مي خواند يا اذان مي گفت، او را مسخره مي كردند. اسلام را بتدريج قاچاق كرده بودند. در سربازخانه ها، اسلام قاچاق بود. در دانشگاهها تا وقتي يك گروه مسلمان مبارز به وجود نيامده بود، اسلام و نماز خواندن قاچاق بود. همه جاي دنيا اين طور بود. بعضي جاها، حتّي از ايران هم بدتر بود. پيام بزرگ انقلاب ما، احياي هويّت اسلامي در ملّتهاي مسلمان بود. امروز همه ملّتهاي مسلمان، در هرجاي دنيا ـ اعم از اروپا، امريكا و آسيا ـ به مسلماني خودشان افتخار مي كنند. امروز در قلب اروپا، دختر محجّبه دبستاني افتخار مي كند و مي گويد: «من مسلمانم و مي خواهم با حجاب به مدرسه بروم.» امروز ملّتي مثل ملّت بوسني هرزگوين، در قلب اروپا، با وجود اين همه دشمني و فشاري كه عليه آن هست، مي ايستد و مي گويد: «من مسلمانم». خسارت اين مسلماني را هم تحمّل مي كند، چوبش را هم مي خورد؛ ولي مي ايستد. رؤساي كشورهاي اسلامي، به خاطر گرايش ملّتهايشان به اسلام، مجبورند اظهار مسلماني كنند و دم از مسلماني بزنند. امروز رؤساي استكباري كشورهاي مستكبر هم، براي اين كه دل مسلمانان را به خودشان جلب كنند، مي گويند: «ما با اسلام موافقيم و طرفدار اسلاميم.» البته دروغ مي گويند و به زبان مي گويند؛ امّا براي تظاهر هم كه شده است، اين حرف را مي زنند. چرا؟ چون امروز اسلام زنده و هويّت اسلامي، ارجمند و بزرگ است. چون امروز اسلام عزيز است. چون امروز حركات اسلامي رو به رشد است.
بيانات در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خميني ( ره ) در مرقد مطهر ـ 14/3/74