مردی به اتفاق همسرش برای خرید به یک مغازه رفته بود جمعیت در آنجا موج می زد در حین حرکت ناگهان بدون اختیار پای آقا به پای یکی از مشتریان گرفت مشتری که عصبانی شده بود فورا گفت : احمق . مرد که از این بی ادبی ناراحت شده بود پاسخ داد : شما خیلی زود از من یک احمق ساختید در صورتی کهمن فکر می کنم برای ساختن یک احمق مادرتان مدت 9 ماه زحمت کشیده است .