حالا من میو/ گربه ای سخت گرسنه در کنار سفره ای بنا به میو میو گذاشت صاحب سفره پاره ای نان به طرف او انداخته و لقمه ای برای خود برداشت لیکن هنوز لقمه خود را نجویده بود که گربه سهم خود را خورده فریاد از سر می گرفت پس از چند بار تکرار مرد برخاست و گربه بجای خود نشانید و خود چهارپای به جای گربه نشسته ،گفت: حالا من میو !