زبان شناسی جنسیت!(3) 

کنکاشی در پژوهش های زبان شناسی جنسیت

بخش اول ، بخش دوم ، بخش سوم(پایانی) :

4) زبانشناسی جنسیت و زبان فارسی

مرور مطالعات مربوط به زبان فارسی و جنسیت نشان می دهد که در این حوزه مطالعاتی در دو گونه نوشتاری و گفتاری زبان فارسی پژوهش هایی انجام شده است. هدف این مطالعات در مجموع بررسی تاثیر متغیر جنسیت بر کاربردهای زبانی است. در میان عناوین پایان نامه های این حوزه در گونه نوشتاری موضوعات ادبیات داستانی معاصر (از جمله واژگان و انتخاب واژگان در ترجمه متون نثر ادبی از انگلیسی به فارسی...) (اصلانی، 1383؛ برزگر آق قلعه، 1378؛ عاصفی کیا، 1384)، واژگان نوشتاری دانش آموزان (توکلی،1380)، استراتژی های ارتباطی(مانند مبالغه، همدلی، رقابت) در نوشتار(جابر،1381؛ رویگریان، 1378) مطرح شده است. در گونه گفتاری نیز تأثیر متغیر جنسیت بر استراتژی های مکالمه ای گونه عامیانه (مانند قطع کلام در گفتگوهای زوج ها، شروع و پایان مکالمه، تعارف، ادب، هنجارهای واژگانی) (پورجهان، 1378؛ دیرین، 1380؛ جان نژاد،1380؛ افتخاری، 1378؛ شازاد،1381؛ نقش تبریزی،1381؛ (Yamini, 1996)؛ عاملی موسوی، 1368؛ شکیبا، 1383؛ شاه ناصری،1381؛ شیخی، 1386؛ یعقوبی، 1387)، مورد بررسی قرار گرفته است. توصیف کلی گونه محاوره ای فارسی(با توجه به تفاوت های کاربردی دو جنس در تلفظ، و از جمله تکیه، ضمایر شخصی و صورت های خطاب) (عسگری، 1375؛ نصرتی، 1378؛ کشاورز، 1371)، نیز از جمله موضوعاتی است که به آن پرداخته شده است. تاثیر سایر متغیرهای اجتماعی مانند قدرت و پست سازمانی(مهدی پور، 1378؛ عدمی،1383)، طبقه اجتماعی(مدنی، 1378)، بر جنسیت در زبان نیز مورد توجه قرار گرفته است. تاثیر جنسیت در نگرش های زبانی(نسبت به کاربرد یک گونه خاص مثلاً گونه معیار) (صفایی اصل، 1383؛ انصاری، 1386) و نیز بر استفاده از برخی پدیده های زبانی ناشی از برخوردهای زبانی(مانند رمزگردانی، قرض گیری و یادگیری زبان) (رضاپور، 1386؛ رحمتیان و اطرشی، 1386) دسته دیگری از موضوعات مورد توجه در این حوزه است.

از جمله عناوینی که به بررسی جنسیت در ساختار زبان فارسی پرداخته اند می توان به بررسی جنسیت در واژگان (فارسیان، 1378)، نگاه مقابله ای به زبان فارسی و انگلیسی (Chakani, 2001) و جنسیت و شمول معنایی (شجاع رضوی، 1386) اشاره کرد که در واقع بررسی نظام ساختاری زبان از نظر انعکاس موضوع جنسیت است.

برخی از موضوعات کلی بوده و مثلاً به بررسی تاثیر جنسیت بر تعامل زبان و فکر (Chane, 2001) و یا بر زبان و جامعه (نوشین فر، 1374) می پردازند.

با این که ظاهراً در سه حوزه «عناصرزبانی جنسیتی در نظام ساختاری زبان فارسی»، «کاربردهای زبانی مختلف جنسیت ها در جوامع فارسی زبان» و «مشخصه های گفتمانی تعاملات مختلف دو جنس با هم در زبان فارسی و جوامع فارسی زبان» پژوهش های پراکنده ای انجام شده، اما توصیف جامعی از هیچ یک از این حوزه ها به دست داده نشده است.

 از طرف دیگر در حوزه «برنامه ریزی جنسیتی زبان فارسی» هیچ پژوهش مستقلی صورت نگرفته و اساساً آنچه در این مورد گفته شده همه مبتنی بر حدس و گمان است.

 

5) جمع بندی

مهم ترین نقیصه های موجود در پژوهش های زبانشناسی جنسیت به طور کلی و در زبان فارسی و فارسی زبانان عبارتند از:

الف) مفهوم جنسیت به طور دقیق تعریف نشده است و شاید به همین دلیل پژوهش های موجود معمولاً از منظری بسیار محدود به موضوع نگریسته و مثلاً فقط به ارتباط واحدهای واجی(یا به طور کلی متغیرهای زبانی) و جنس شرکت کنندگان در گفتمان محدود می شوند. در واقع نظریه های جنسیتی مطرح هیچ جایگاهی در این پژوهش ها ندارند.

ب) جنس زیست شناختی که همواره ملاک تعریف جنسیت در مطالعات زبانشناسی جنسیت قرار می گیرد، یک تقسیم بندی ساده انگارانه است که ابعاد اجتماعی، روانشناختی و فرهنگی این مفهوم را در بر نداشته و در نتیجه موجب مورد غفلت واقع شدن بسیاری از موضوعات مرتبط در این زمینه می شود.

ج) مفهوم جنسیت یک مفهوم ایستا نیست که در طول زمان و از جامعه ای به جامعه دیگر (به بیان دقیق تر از یک شبکه اجتماعی به شبکه اجتماعی دیگر) ثابت و یکسان بــاقی بماند. این مفهوم را باید در طیفی که یک سر آن جنسیت زیست شناختی و سر دیگر آن جنسیت فرهنگی است، مشاهده کرد و بنابراین لازم است که این مفهوم در هر بافت، هر جامعه زبانی و حتی هر گروه اجتماعی دوباره تعریف کرد.

د) در مطالعات زبانشناسی جنسیت، معمولاً «بافت» به چند متغیر اجتماعی مجزا از هم با تعاریف سنتی غیر بافت محور مانند سن، تحصیلات، طبقه اجتماعی، شغل و ... محدود می شود؛ و این درحالی است که «بافت» شبکه ای از روابط این متغیرهاست. یعنی لازم است که پژوهشگر این حوزه برای ترسیم این بافت به تلفیق متغیرها بر اساس الگوی فرهنگی مربوط به هر جامعه بپردازد. در واقع، این بدین مفهوم است که پژوهش های این حوزه باید از نظریه های اجتماعی مرتبط بهره بگیرند، چرا که معمولاً این نوع مطالعات به گزارش آمار و ارقام مطالعه میدانی ختم شده و هیچ گونه توصیف و تحلیل اجتماعی به همراه ندارند. رویکرد بافت مدار در مطالعات زبانشناسی جنـــسیت و به بیان ساده تر تلفیق و ترکیب رفتارهای زبانی و غیر زبانی که محل تلاقی جـــامعه شناسی زبان و تحلیل گفتمان است لازم و ضروری است.

هـ) جنسیت در مفهوم تلفیقی آن (که از مؤلفه های زیست شناختی، روانشناختی، فرهنگی و اجتماعی تشکیل شده است) یکی از مؤلفه های هویت های فردی و اجتماعی است. به همین دلیل، رابطه زبان و جنسیت زیرمجموعه ای از رابطه زبان و هویت است.

 به این ترتیب، در مطــالعات زبانشناسی جنسیت، زبان و رفتار زبانی سرمایه نمادین بیان هویت های جنسی تلقی می شود.

و) مطالعات کمی این حوزه معمولاً مبتنی بر نمونه های آماری محدود هستند و بنابراین قابلیت تعمیم ندارند.

ز) علاوه بر این که بیشتر مطالعات این حوزه فقط در مورد یک زبان یعنی انگلیسی انجام شده اند، مطالعات زبانشناسی جنسیت در سایر زبان ها و از جمله زبان فارسی نیز با الگوبرداری صرف و بدون هرگونه بومی سازی با بافت فرهنگی مرتبط انجام شده است.

ح) تحلیل های اندکی که در این حوزه انجام شده است، به طور ناخودآگاه مبتنی بر این فرض است که رفتار زبانی مردانه نُرم وهنجار است، آن چنان که در برنامه ریزی های جنسیتی زبان، فمینیست ها نیز گرفتار همین عادت فکری هستند.

ط) زبانشناسی جنسیت دارای ابعاد مختلفی است. برخی از این ابعاد عبارتند از: عناصر زبانی جنسیتی در نظام ساختاری زبان که ممکن است در آواها، تکواژها، واژه ها، نظام صرفی، نحوی و گفتمانی زبان ها ظاهر شوند؛ کاربردهای زبانی مختلف جنسیت ها، مشخصه های گفتمانی تعاملات مختلف جنسیت ها با هم و بالاخره برنامه ریزنسیتی زبان به عنوان زیرشاخه ای از تحلیل انتقادی گفتمان و برنامه ریزی زبان. به این ترتیب، مشاهده می شود که این حوزه، حوزه ای میان رشته­ای است که پژوهش در آن مستلزم استفاده از نظریه های زبانشناسی، جامعه شناسی، روان­شناسی، مردم شناسی و تحلیل گفتمان است.

ی) توصیف ساختار زبان فارسی از بعد عناصر زبانی جنسیتی و طبقه­بندی انواع این عناصر لازم و ضروری می نماید. پژوهش هایی که تاکنون در ارتباط با زبانشناسی جنسیت و زبان فارسی انجام شده است، بیشتر در حوزه کاربردهای زبانی مختلف جنسیت ها بوده است، با این حال در بیشتر این آثار تحلیل های جامعه شناختی و بافتی انجام نشده است و محققان کار را به گزارش آمار و ارقام ختم نموده اند. در مورد مشخصه های گفتمانی تعاملات مختلف جنسیت ها با هم نیز اگرچه پژوهش های انگشت شماری انجام شده است، هیچ یک در جهت توصیف جامع این گفتمان­ها نبوده است و بالاخره در حوزه برنامه ریزی جنسیتی زبان فارسی هیچ پژوهش نظام مند و علمی انجام نشده است.


منابع 


نگار داوری اردکانی / عطیه عیار