انجمن های شعر فارسی

انجمن‌های ادبی از آغاز شعر فارسی دری تا سال 1335

بخش اول ، بخش دوم ، بخش سوم (پایانی)

عنوان ملک الشعرایی

عنوان «ملک‌الشعرا»یی در دربار سلاطین و وزراء، دلیل دیگری است بر گرد آمدن شاعران در دربار و تشکیل مجالس شعر و اظهار نظریه‌های شاعرانه و نیز تربیت شاعران برای گذرانیدن قصایدی در مدح پادشاهان و شرح جنگ‌ها و قهرمانی‌های آنان و یا تسکین آلام سلاطین در موارد گوناگون، اعم از تهنیت و تسلیت.

آنچه گفته آمد همه براهینی است بر تشکیل مجامع شعر، چه در دربارهای سلاطین و رجال سیاسی و چه در منازل شاعران و ادیبان و چه در قهوه‌خانه‌ها که سخن در این باره جای دیگر نشیند.

انجمن ادبی مشتاق

در اواخر دوره افشارها و کمی پیش از آنکه فتحعلی‌شاه، گویندگان و سخنوران را در دربار باشکوه خود گرد آورد، ذهن مردم از سبک متکلّف دوره مغول و تیموریان و عبارت پردازی‌ها و نکته‌سنجی-های سبک هندی آزرده و ملول گردید و نهضت نسبتاً مهمی در شعر فارسی ایجاد شد.

شهر اصفهان اگر چه در عهد استیلای افاغنه، خرابی‌ها دیده و مردم آن پراکنده و بی سر و سامان شده بودند و با این که کریم‌خان زند، مردی شعردوست و شاعرپرور نبود و خود در اصفهان اقامت نداشت و به ظاهر امر، موجبات سیاسی و اجتماعی برای ایجاد چنین نهضتی در این شهر وجود نداشت، ولی اصفهان کانون نهضت جدید ادبی شد. چه دو سه تن مرد خوش قریحه و صاحب ذوق، یک‌باره روی از سبک رایج هندی برتافتند و به تتّبع طرز و شیوه استادان پنج ـ شش قرن پیش پرداختند و زمینه پیدایش گویندگان از خود بزرگ‌تر را فراهم آوردند.

مشهورترین آنان که پیشقدمان این نهضت ادبی بودند، میر سیدعلی مشتاق اصفهانی (م 1171 ه.ق)، سید محمد شعله اصفهانی (م 1160 ه ق)، میرزا نصیر اصفهانی (م 1192 ه ق) بودند و در رأس آنان، مشتاق اصفهانی قرار داشت و همگی خود ذوق و قریحه لطیفی در غزل‌سرایی داشتند و در میان اینان، مشتاق بیش از همه کوشید و دیگران را به استقبال و تتّبع سبک کلام استادان قدیم رهبری کرد.

انجمن ادبی نشاط اصفهانی

در زمان سلطنت آقا محمدخان قاجار، میرزا عبدالوهاب نشاط، که کلانتر اصفهان بود، به حکومت آن شهر رسید و انجمنی از سخنوران در پیرامون او گرد آمدند. این انجمن، به امور ادبی و اسلوب‌های گوناگون کلام، از انجمن اول بیناتر بود. ولی پس از آنکه فتحعلی شاه قاجار نشاط را به تهران احضار کرد، رشته انجمن نشاط گسیخته شد و اعضای آن پراکنده گردیدند (آرین پور، از صبا تا نیما، ص14).

او مردی بود ایلاتی و از دنیا بی خبر. بسیار خوشگذران و طالب تکثیر اولاد و با این همه با استعداد و دست‌کم با سواد. مردی که از تاریخ ایران خبر داشت و شاهنامه می‌خواند و خود از شاعری بی‌بهره نبود؛ چنانکه غزلیات بسیاری با تخلّص «خاقان» از او بازمانده است.

انجمن خاقان

آقامحمدخان قاجار، موسس سلسله قاجاریه، به واسطه اشتغال به جنگ، طبعاً فرصتی برای تشویق شعرا نداشت، اما برادرزاده و جانشین او فتحعلی شاه. دربار با شکوهی در تهران تشکیل داد و بر آن شد که زندگانی درباری پر عظمت روزگاران باستان را تجدید کند و دربار خود را نظیر دربار سلطان محمود غزنوی و سلطان سنجر سلجوقی سازد. او مردی بود ایلاتی و از دنیا بی خبر. بسیار خوشگذران و طالب تکثیر اولاد و با این همه با استعداد و دست‌کم با سواد. مردی که از تاریخ ایران خبر داشت و شاهنامه می‌خواند و خود از شاعری بی‌بهره نبود؛ چنانکه غزلیات بسیاری با تخلّص «خاقان» از او بازمانده است.

گذشته از او که شاعران را محمودوار جایزه‌های سرشار ارزانی می‌داشت، بزرگانی مانند قائم‌مقام فراهانی ، که خود نویسنده و اهل فضل و کمال بودند، تشویق گویندگان و نویسندگان را همّت در میان می‌آوردند. شاهزادگان قاجار، خود در دوران کودکی شعر و ادب می‌آموختند و حمایت از شعرا را برای خود نوعی تشخّص و تعین می‌شمردند و در این کار سبقت می‌جستند و صلات و جوائز ارزشمند به شاعران ارزانی می‌داشتند.

بدین قرار، صدها شاعر قصیده‌گو و غزل‌سرا، که محور همه آنان ملک الشعرای صبای کاشانی بود، به امید نزدیک شدن به مرکز قدرت و گرفتن صله و کسب نام «بهترین شاعر» و ربودن لقب ملک‌الشعرایی، از هر سو پیرامون شاه شاعر و شعر شناس گردآمدند و انجمنی به نام «انجمن خاقان» تشکیل دادند که از میان آنان چند شاعر مستعد و با قریحه مانند صبا، نشاط و مجمر اصفهانی برخاستند (آرین پور، یحیی، از صبا تا نیما، ج1، ص15).

انجمن ادبی دانشکده

در آغاز زمستان سال 1295 خورشیدی، استاد ملک الشعراء بهار با جمعی از شاعران و ادیبان جوان، انجمنی در تهران تشکیل داد که نام آن را «انجمن ادبی دانشکده» نامیدند.

کار انجمن در آغاز با استقبال از اشعار شاعران کهن شروع شد که گاهی موضوعاتی مطرح می‌کردند که اعضای انجمن بر روی آن موضوعات شعر می‌ساختند. این جریان نزدیک به یک سال طول کشید، تا در اوایل آبانماه سال بعد، هنگامی که اعضای انجمن فزونی یافته بود و دیدگاه‌ها نیز تنوّع بیشتری را نشان می‌داد، این انجمن به برنامه خود وسعت و ژرفایی دیگر بخشید و از استقبال پای فراتر نهاد و به دیدگاه‌های علمی و فرهنگی غرب توجه کرد. بنابراین در ادبیات و تاریخ، بحث‌هایی نه بی ارتباط با سیاست و مسایل جهانی مطرح گشت و این همه هوادارانی جدّی در میان اعضاء انجمن یافت و جرگه کوچک دانشکده به فضاهای وسیع‌تری فراتر از محدوده ادبیات قومی خود راه جست.

گشوده شدن این دریچه تازه و برخورد آراء و عقاید در خور انجمن، سبب شد تا اعضای آن «با ارتقاء فکری و تکامل فنی» خود به مرحله تازه‌ای از زندگی و فعالیت ادبی گام نهند. نه تنها بخش‌هایی از مرامنامه انجمن تغییر یافت و هدف‌های تازه‌ای در شناخت آثار فکری و ادبی جهان و تحلیل و نقد ادبیات و فرهنگ ایران در آن گنجانیده شد، بلکه مقرّر گردید انجمن مجله‌ای نیز منتشر کند.

بهار، که از بنیانگذاران انجمن و رئیس آن بود، در سال 1296 خورشیدی امتیاز «مجلّه دانشکده» را به دست آورد و از اوایل سال 1297، چنان که یاد شد، مجلّه دانشکده را منتشر کرد. اما این نخستین مجله ادبی در تاریخ معاصر ایران نبود. مجله دانشکده دومین مجله ادبی است که با یک روح جوان و با رنگ و بوی ادبیات جدید در عالم ادبیات جلوه گر شد.

اعضای انجمن ادبی دانشکده عبارت بودند از ملک الشعراء بهار ، رشید یاسمی، سعید نفیسی ، میرزا ابوتراب عرفان، شیخ الرئیس افسر، سید ابوالقاسم ذرّه، احمد مقبل، علی اشرف‌ خان، یحیی ریحان، علی اصغر شریف، سید رضا هنری، محمد علی مینو، حبیب الله امیری، ابراهیم الفت و عبدالله دیده‌بان (مجله دانشکده چاپ 1297 ه ش و دیوان یحیی ریحان).

گشوده شدن این دریچه تازه و برخورد آراء و عقاید در خور انجمن، سبب شد تا اعضای آن «با ارتقاء فکری و تکامل فنی» خود به مرحله تازه‌ای از زندگی و فعالیت ادبی گام نهند.

انجمن ادبی فرهنگستان ایران

فرهنگستان ایران در سال 1325 شمسی تصمیم به تأسیس دو انجمن گرفت. یکی انجمن ادبی فرهنگستان ایران و دیگری انجمن علمی فرهنگستان ایران، و در سیصد و بیست و دومین جلسه عمومی خود، تأسیس این دو انجمن را برای اجرای بخشی از وظایف مندرج در ماده دوم اساسنامه تصویب نمود.

به دنبال تأسیس انجمن ادبی و انجمن علمی، در روز دوشنبه سی‌ام دی ماه 1325 شمسی، عده‌ای از دانشجویان، ادیبان و شاعران به عمارت فرهنگستان دعوت شدند و جلسه‌ای به ریاست حسین سمیعی گیلانی (ادیب السلطنه) رئیس فرهنگستان ایران تشکیل شد. در این جلسه، استاد محمد تقی بهار ملک الشعراء، جلال‌الدین همایی ، بدیع الزمان فروزانفر، امیر خیزی، ابراهیم پور داود، محمد علی ناصح، دکتر علی اکبر فیاض، دکتر پرویز ناتل خانلری و دکتر حسین خطیبی مأمور شدند که اساسنامه‌ای برای انجمن ادبی بنویسند. این اساسنامه نوشته شد و در جلسه دوم انجمن که در بیست و یکم بهمن ماه 1325 تشکیل گردید، تقدیم رئیس فرهنگستان شد.

در همین جلسه استاد محمد تقی بهار ملک الشعراء به ریاست انجمن ادبی فرهنگستان ایران برگزیده شد و استاد احمد اشتری و استاد محمد علی ناصح به عنوان نایب رئیس انجمن انتخاب شدند و استاد حبیب یغمایی، استاد احمد گلچین معانی، استاد دکتر حسین خطیبی به عنوان منشی انجمن و استاد احمد سهیلی خوانساری به عنوان صندوق‌دار انجمن انتخاب گردیدند. (بدره‌ای فریدون، گزارشی درباره فرهنگستان ایران، ص96 و 98، 1355)


منابع: