تلاوتي متفاوت از دنياي انساني

گفت‌وگو با شاعر شعر معروف «در باغ شهادت را نبنديد»


طهماسبي توانسته زبان، زاويه ديد و سو‌ژه «تلاوت» را با ابتکار و خلاقيت خاص خودش از ديگر آثار در اين حوزه متمايز کند. «تلاوت» در 14 اپيزود با رويکردي متفاوت و نثري نو قصد دارد حال و هواي دروني و بيروني دنياي انساني را به تصوير بکشد.


قادر طهماسبي (فريد) شاعري است که اولين رمانش را وارد بازار کرده است. او که تا کنون در همه آثارش رويکردي انتقادي به مسائل پيرامونش داشته اکنون با رماني به گفته خودش متفاوت به عرصه آمده. رمان «تلاوت» در نوع خودش خاص محسوب مي‌شود چرا که در آن تقريباً بسياري از خطوط شکسته شده، طهماسبي توانسته زبان، زاويه ديد و سو‌ژه «تلاوت» را با ابتکار و خلاقيت خاص خودش از ديگر آثار در اين حوزه متمايز کند. «تلاوت» در 14 اپيزود با رويکردي متفاوت و نثري نو قصد دارد حال و هواي دروني و بيروني دنياي انساني را به تصوير بکشد، رمان با نام حضرت زهرا (س) آغاز و به واقعه کربلا ختم مي‌شود و در طول داستان ما با اتفاقات و ماجراهاي مختلفي در تمامي زمينه‌ها روبه‌رو مي‌شويم. داستان تلاوت از خاک و عشق زميني آغاز مي‌شود و با قرائت کتيبه اي از دختر ملکوتي در هر مرحله، انسان را به عنوان نشانه اي از اسم اعظم خداوند که بايد خود را تلاوت کند، جلوه مي‌دهد. هر انساني که پا به عرصه وجود مي‌گذارد تصويري از بهشت را در وجود خود دارد و با درک آيه "و ادخلي جنتي" صورت کمرنگي از آن را تماشا مي‌کند.

اگرچه طهماسبي، اولين بار است که به نوشتن رمان دست مي‌زند اما به گفته خودش اثري قابل تأمل خلق کرده.

چطور شد که تصميم به نوشتن رمان گرفتيد؟

مخاطبين من هميشه مرا به عنوان شاعر شناخته‌اند اما من در مقطع زماني خاصي تصميم گرفتم علاوه بر شعر وارد عرصه داستان‌نويسي شوم، شايد يکي از دلايلش اين بود که هميشه بيشترين مطالعه من در زمينه داستان کوتاه و رمان بوده و در تمام اين سال‌ها داستان‌هاي زيادي از ادبيات کشورمان و ادبيات جهان را خوانده‌ام، در تمام مدتي که شعر مي‌سرودم داستان‌هايي را نيز نوشتم اما هيچ‌وقت به فکر چاپ آن‌ها نبودم تا زماني که نوشتن رمان تلاوت را شروع کردم، در آن زمان تصميم گرفتم اولين قدمم به عرصه داستان‌نويسي با اين رمان باشد.

«تلاوت» چگونه رماني است؟

اين اثر با ديگر آثاري که در قالب رمان عرضه مي‌شوند تفاوت دارد و با معيارهاي رمان معمولي فرق دارد. «تلاوت» رماني معرفت‌شناختي است و درباره مفاهيم ازلي – ابدي سخن مي‌گويد و جزئيات را رها مي‌کند تا به نوعي شناخت برسد. رمان ابعاد گوناگوني دارد و کاراکترها با ويژگي‌هاي مختلفي در آن ظاهر مي‌شوند، در قسمت‌هايي از رمان کاراکترها در قالب شخصيت‌هاي درونگرا و در قسمت‌هايي، کاملاً اجتماعي ظاهر مي‌شوند، اين رمان در حقيقت چند لايه است و مجموعه‌اي از دغدغه‌هاي عرفاني و هنري من است در حالي که سعي کرده‌ام به تمامي ابعاد زندگي بپردازم. به طور مثال رمان با عشقي مجهول آغاز مي‌شود، با کاراکترهايي که همگي اثيري هستند و در اواسط رمان تبديل به اثري اجتماعي مي‌شود اما موضوع اصلي رمان در حقيقت خود انسان است، هر انسان آيت اعظمي از اسم خداوند است و خود را بايد تلاوت کند تا به آن معرفت برسد و بعد از شناختن خود به آن قسمت از کمال و اسم اعظم مي‌رسد.

«تلاوت» رماني معرفت‌شناختي است و درباره مفاهيم ازلي – ابدي سخن مي‌گويد و جزئيات را رها مي‌کند تا به نوعي شناخت برسد

زبان و زاويه ديد «تلاوت» چگونه است؟

رمان از نظر زبان به شعر نزديک است و من سعي کردم زبان رمان تلفيقي باشد از زبان ديروز و امروز به همين دليل در قسمت‌هايي زبان رمان به محاوره و قسمتي به نثر قديم مي‌گرايد. سعي من بر اين بود که زبان چند دوره را به هم بياميزم و در آخر به زبان شسته رفته‌اي دست پيدا کنم. در واقع اگر رمان را از منظر زبان بررسي کنيد متوجه مي‌شويد که زبان رمان قوي و قابل توجه است.

سعي کردم زاويه ديد تازه‌اي در هر فصل تجربه کنم. شخصيت‌هاي رمان معنوي هستند و مفاهيم کلي در قالب شخصيت‌هاي انساني ظاهر مي‌شوند. رمان با نام حضرت زهرا (س) شروع و در آخر به واقعه کربلا ختم مي‌شود اما در آن مسائل مختلف زندگي روزمره و مشکلات اجتماعي نيز مطرح مي‌شود. به نظر خود من اين رمان در نوع خودش قابل تامل است. «تلاوت» علاوه بر خط داستاني که طي مي‌کند سناريوهايي را نيز در برمي‌گيرد، حتي زاويه ديد من به واقعه کربلا در «تلاوت» با ديدگاه‌هايي که امروزه و در طول تاريخ به اين واقعه وجود داشته متفاوت است؛ همين ويژگي باعث شده تا مخاطبين با سلايق گوناگون بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

آيا «تلاوت» را رماني سياسي مي‌دانيد؟

من به عنوان شاعري ملي و مکتبي مشهورم و به خط و جناح سياسي خاصي مرتبط نيستم، دوستاني که مرا از نزديک مي‌شناسند به اين امر واقفند. من به دنبال حقيقتم و در واقع حقيقت دغدغه شخصي‌ام است، همين امر باعث شد زبانم در «تلاوت» را اين‌گونه انتخاب کنم. قلم من بي‌طرف نيست. به نظر من هيچ‌کس نمي‌تواند چنين ادعايي داشته باشد من البته قبول دارم که زبان رمانم و مسائلي که به تصوير کشيده‌ام را عريان‎تر بيان کرده‌ام.

يکي ديگر از مسائلي که باعث مي‌شود آثار رنگ و بوي سياسي داشته باشند جامعه‌اي است که در آن زندگي مي‌کنيم؛ ما در جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که از سياست گريزي نيست به همين دليل بايد در رمان و اشعار و به طور کلي ادبيات با توجه به اوضاع و احوال زمانمان حرکت کنيم و آثارمان رنگ و بوي احوالات روز را داشته باشد. در واقع ما نبايد از مسائل اجتماع غافل باشيم. من همان‌قدر که سعي مي‌کنم به خطوط سياسي بي‌اعتنا باشم از طرفي هم نمي‌توانم مواضع خودم را پنهان کنم در واقع بي‌طرفي با بي‌خاصيتي فرق دارد. مثلاً در همين کتاب، قسمت‌هايي وجود داشت که من از گنجاندن آن‌ها در کتاب احساس خطر کردم و فکر کردم ممکن است از آن برداشت بدي شود اما بنا به دلايلي ترجيح دادم آن‌ها را در کتاب بياورم.

 ما در جامعه‌اي زندگي مي‌کنيم که از سياست گريزي نيست به همين دليل بايد در رمان و اشعار و به طور کلي ادبيات با توجه به اوضاع و احوال زمانمان حرکت کنيم و آثارمان رنگ و بوي احوالات روز را داشته باشد

شما بارها رمانتان را خاص و متفاوت خوانديد، چه فاکتورهايي در رمان «تلاوت» وجود دارد که آن را از ديگر آثار متمايز مي‌کند؟

رمان هم از لحاظ زباني و هم از لحاظ سوژه اثري خاص است، سير روايي داستان با آثار ديگر متفاوت است. رمان از نظر تکنيک و قواعد داستان‌نويسي با ديگر آثار فرق دارد و اين‌ها همه در حالي است که رمان به شدت ايراني است. تقليدي در آن نيست و به خشکي ديگر آثاري که در اين حوزه عرضه مي‌شوند نيست اما متأسفانه نقدهايي که درباره اين اثر شده زياد نيست و من نمي‌توانم ارزيابي کنم که تا چه اندازه موفق بوده‌ام.

چرا «تلاوت» را با شعر به پايان رسانديد؟

کتاب در 14 اپيزود است که در آخر چکيده و خلاصه اين چهارده اپيزود در قالب شعر بيان شده. شعر آخر کتاب حالتي روايي دارد و طرح کلي کتاب را در برمي‌گيرد. هدف اصلي‌ام از اين کار رهاندن مخاطبين از انحطاط و شکستن مرزها بوده.

آيا رمان جديدي در راه داريد، حال و هواي آن چگونه است؟

بله، رمان جديدي هم‌اکنون در دست دارم با عنوان «سلام کامليا» حال و هواي اين رمان به شدت با رمان «تلاوت» متفاوت است و فضايي آن شاد و کميک است در واقع در اين اثر قصد دارم خشونتي که اين روزها جامعه به آن گرفتار شده را کمي کمرنگ‌تر کنم.

 

پي‌نوشت:

1- قادر طهماسبي خودش را اين گونه معرفي مي‌کند: تا بداني من در باغچه کدام خانه ريشه بسته‌ام و باغبانان من چه کساني بودند و چه حوادث و مسائلي بر روح و قلب و جسم و فکر و احساسات من محيط بوده‌اند و اتفاق پا نهادن من به غريبستان دنيا نهم شهريور 1331 خورشيدي را نشان مي‌دهد. مرا زادگاه، ميانه يا ميانج يا مادآنا و به قولي ديگر زادگاه عين القضات ميانجي الهمداني است.

2- اين اثر توليد مرکز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري است که سوره مهر آن را در 114 صفحه، قطع رقعي و در شمارگان 2 هزار و 500 جلد و با قيمت 2 هزار و 400 تومان منتشر کرده است.