پاسخ به:اشعار دفاع مقدس
جمعه 25 شهریور 1390 6:06 PMاینجا درست مرز سکوت و ترانه است
تیمم عشـق :
| تاریخ با حضور تو تکرار می شود |
| وقتی عقاب حادثه بیدار می شود |
|
از پشت نخل های تنومند روزگار |
|
خورشید عاشقانه پدیدار می شود |
|
اینجا درست مرز سکوت و ترانه است |
|
بی تو تمام شهر به فکر بهانه است |
|
بر شانه های شهر چه مغرور می روی |
|
پرواز تو به سمت افق عاشقانه است |
|
بی تو زمین چه حال و هوایی عجیب داشت |
|
در سینه اش حرارت بغضی نجیب داشت |
|
یک شب میان خواب سری هم به ما بزن |
|
با ما بگو که شهر چرا عطر سیب داشت |
|
ما راه را به یمن شما گم نمی کنیم |
|
دیگر هوای خوشه ی گندم نمی کنیم |
|
تا عطر لاله از دل تاریخ می وزد |
|
جز بر مزار عشق تیمم نمی کنیم |
زهرا سجادیان
اشک جدا، چشم جدا:
|
بی شما بر سر ما خاک عزا می ریزد |
|
آسمانی که شما و دل ما می ریزد |
|
در کویر دل ما بارش ابری نگرفت |
|
ابر از گوشه ی چشمان شما می ریزد |
|
گر چه تاریخ جلو آمده اما اینجا |
|
خونتان هم جهت کرببلا می ریزد |
|
تلخیِ واقعیّت را که جهان می فهمد |
|
خون از این چشم جدا، اشک جدا می ریزد |
|
بی شما شهر و خیابان چه مدرن است ولی |
|
از ستون های زمین مرگ و بلا می ریزد |
|
اگر امروز عزیزان به زمین برگردید |
|
آبروی همه ی ما به خدا می ریزد |
|
از همان اول این شعر دلم دزفول است |
|
تازه فهمیده ام این اشک چرا می ریزد |
امیرحسین نورالدینی شاه آبادی