دو نفر كه مراحلی از سیر و سلوك را گذرانده بودند و از دیاری به دیار دیگر سفر می كردند،

 

سر راه خود دختری را دیدند در كنار رودخانه ایستاده بود و تردید داشت از آن بگذرد.. .

 

وقتی آن دو نزدیك رودخانه رسیدند دخترك از آن ها تقاضای كمك كرد. یکی بلا درنگ دخترك رابرداشت و از رودخانه گذراند.

 

دخترك رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند.

 

در همین هنگام فرد دیگر كه ساعت ها سکوت كرده بود خطاب به همراه خود گفت:«دوست عزیز! ما نباید به جنس لطیف نزدیك شویم.

 

تماس با جنس لطیف برخلاف عقاید و مقررات مكتب ماست. در صورتی كه تو دخترك را بغل كردی و از رودخانه عبور دادی.»

 

فرد اول با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد:

 

 « من دخترك را همان جا رها كردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی كنی.» دخترک را زمین بگذار.