چشم تماشا
پنج شنبه 27 مرداد 1390 2:27 AMعمري در آرزوي وصال تو سوختيم
با ياد آفتاب جمال تو سوختيم
ما را اگر چه چشم تماشا نداده اند
اي غايب از نظر به خيال تو سوختيم
اي شام هجر كي سپري ميشوي كه ما
در آرزوي صبح زوال تو سوختيم
چندي به گفتگوي فراق تو ساختيم
عمري در آرزوي وصال تو سوختيم
¤¤¤
آخرين ستاره
اين آخرين ستاره بخت است در زمين
آقاي سبزپوش بهاري بيا ببين
مرهم نمانده است و مدارا نمي شود
احساس هاي زخمي دلهاي آهنين
¤¤¤
پس كي؟!
چشمي كه داشت تازگي از شبنم نگاه
در انتظار با گذر لحظه شد عجين
پر شد تمام ظرف زمان بي حضور تو
پس كي ظهور مي كني اي منجي زمين؟
¤¤¤
سه شنبه
تقصير من است، اينكه كم مي آيي
هرگاه شوم اسير غم مي آيي
اين جمعه و جمعه هاي ديگر، حرف است
آدم بشوم، سه شنبه هم مي آيي
¤¤¤
ساكن جمعه ها
ما ساكن عصر جمعه هاييم
تو منتظري كه ما بياييم؟
غربت چه حكايت غريبي است
آقا، تو كجا و ما كجاييم؟
¤¤¤
جمعه ديگر
باز هم يك جمعه ديگر گذشت
روز موعود دل و دلبر گذشت
بازهم چشمم به راهت شد سپيد
باز بيچاره دلم در خون تپيد
¤¤¤
صلوات
خواهي كه در پناه كرامات سرمدي
ايمن شوي ز فتنه و ايمن ز هر بدي
لبريز كن ز عطر گل نور سينه را
با ذكر سبز يك صلوات محمدي(ص)