در پي اين امر بنده بر حسب وظيفه‌ و پيگيري موضوع و اهميت خطر در يكي از جلسات شوراي عالي دفاع در تهران شركت كردم، در اين جلسه كه به رياست رئيس جمهور وقت ابوالحسن بني صدر و عضويت فرماندهان عالي رتبه‌ي نيروهاي مسلح و شهيد بزرگوار دكتر مصطفي چمران و استانداران مناطق بحراني كشور آذربايجان غربي و كردستان حضور داشتند، بنده موضوع را مطرح نموده و بيان نمودم كه براساس گزارش‌ها و بازديدهاي شخصي اين‌جانب از مرزها، ارتش عراق در حال احداث خطوط و آرايش جنگي است و احتمال حمله‌ي عراق به ايران وجود دارد كه بايد براي آن از هم اكنون چاره‌ انديشيد اما متأسفانه هيچ يك از مسئولان مربوطه در اين زمينه اظهار نظر و تأكيدي نكردند. رئيس جمهور هم گفت: "عراق غلط مي‌كند كه به ايران حمله نمايد." در اين جلسه خطاب به رئيس جمهور عرض كردم كه بنده دو مطلب براي ارائه دارم يكي مربوط به جلسه‌ي شوراي عالي است كه مطرح مي‌كنم و ديگري هم مطلب خصوصي است كه بايد تنها به شما بگويم.

در پايان جلسه وقتي همه‌ي اعضا رفتند و جلسه خصوصي شد، به رئيس جمهور عرض كردم كه ما روحانيون از حوزه‌ي علميه و شما هم از دانشگاه وارد صحنه‌‌ي سياست و حكومت شده‌ايم و هيچ يك از ما سابقه و تجربه‌ي كار سياسي و حكومت‌داري نداريم، شما بايد خيلي مواظب خودتان باشيد و من از كساني كه در اطراف شما هستند احساس نگراني مي‌كنم و ممكن است به شما و انقلاب خيانت كنند. ايشان در پاسخ گفت: اين‌ها آدم‌هاي خوبي بوده و مورد تأييد امام نيز هستند.