روزی دو نفر در جنگل قدم می زدند.
ناگهان شیری در مقابل آنها ظاهر شد. 
یكی از آنها سریع كفش ورزشی اش را از كوله پشتی بیرون آورد و پوشید. 
دیگری گفت بی جهت آماده نشو هیچ انسانی نمی تواند از شیر سریعتر بدود. 
مرد اول به دومی گفت: قرار نیست از شیر سریعتر بدوم. كافیست از تو سریعتر
  بدوم