پاسخ به:زنان بخوانند
چهارشنبه 12 مرداد 1390 6:52 PM
مشاغل زنان در عصر رسالت (1)
سيدمحسن سعيدزاده
بازگويى و انتقال تاريخ و فرهنگ پربار اسلام، بخصوص فرازهاى متروك آن، كه به علت دورى صالحان از حكومت، غبار غربت گرفته است، براى نسل انقلاب به ويژه زنان، مفيد و رهگشاست. اكنون كه زن مسلمان ايرانى، مصمم و جدى، در راه اعتلاى ايران اسلامى قدم نهاده است، طرح چنين مباحثى او را به گذشته پرافتخار دوران بازسازى اقتصاد حكومت اسلامى در عصر پيامبر(ص) پيوند مى دهد و از طرف ديگر، نشان مى دهد كه اسلام دين ساده و دين زندگى است و على رغم آنكه در امور معنوى، سختگير و غيرقابل انعطاف بوده، همواره مومن را ميان خوف و رجا نگه مى دارد، در امور دنيا سهولت و آسايش را برگزيده است.
فهرستى كه اكنون به شما ارائه مى شود، گزارشى از سنت معصوم(ع) و سيره مورد قبول مسلمانان است. اين گزارش نشان مى دهد كه زنان در عرصه هاى مختلف اجتماعى حضور داشته و فعالانه تلاش مى كرده اند; گرچه آنان به اقتضاى زمان، همواره به مشاغل ياد شده، به خصوص رزم اشتغال نداشته اند، ولى هدف اين مقاله تجويز مشاغل مذكور نيست، بلكه گزارشى است كه نقش حضور زنان را از ديدگاه تاريخى نشان مى دهد. بحث فقهى همه جانبه و نقد نظرات مخالف حضور زنان در توسعه كشور، مجال بيشتر و فرصت فراتر مى طلبد. هدف بازنگارى و ترجمه سنتهاى اجتماعى مسلمانان در زمان حضور پيامبر(ص) و يكى، دو سده پس از آن است. روشن است كه در تاريخ اسلامى تمامى سنتها ذكر نشده، چنان كه ما نيز در اين فهرست آنها را به تفصيل، بازگو نكرده ايم.
با وجود منابع فراوانى كه حضور زنان، درپى داشته و على رغم پيشينه دراز آن، رواياتى مبنى بر نهى و منع پاره اى از مشاغل براى زنان مشاهده مى شود. ريشه اين ممانعتها، در تعارض منافع است. بطور معمول در جايى از بعضى مشاغل و يا آموزش آن توسط زنان نهى شده كه حقى از شوهر ضايع گشته يا مفسده اى به دنبال آورده است.
ابوعثمان جاحظ مى گويد: مردان عياش، براى اجراى منظور شوم خود، زنى را به دلالى فساد و انحراف بر مى گزيدند كه صفات و شرايط خاصى داشته باشد، از جمله: عطار، قابله يا سازنده وسايل عروسى باشد. (بان تكون اما بياعه طيب او قابله او صانعه لاله العرائس) (1)
اگر از حضور زنان در بازاركار جلوگيرى به عمل آمده، به خاطر چنين پيامدهايى است وگرنه كار و اشتغال براى هر مسلمانى مورد توجه و رغبت دين اسلام است.
به گواهى تاريخ و روايات اسلامى، زنان در عرصه كارهاى اجتماعى سهم بسزايى داشته اند. آنان در عصر رسالت و امامت، متصدى مشاغل و حرفه هاى بسيارى بوده، بخش عمده اى از نيروى كار، تخصص و توليد را بر عهده گرفته بودند.
به استناد روايات، حضرت محمد(ص) و امامان معصوم(ع) ترويج دهنده كار زنان بوده يا حداقل آن را پذيرفته بودند. ارائه يك فهرست از مشاغل زنان در سده نخست و اوايل سده دوم قمرى اين موضوع را تإييد مى كند. آنچه در طى سه قسمت ملاحظه خواهيد نمود فهرستى از مشاغلى است كه زنان به صورت محدود يا گسترده عهده دار آن مى شده اند. پرواضح است بازگويى اين موارد به معناى فراخوانى به مشاغل يادشده نيست چنانكه به معناى محصور ساختن به اين موارد نيز نمى باشد. هدف مقاله از ذكر موارد تإكيد بر اين است كه اشتغال زنان خود به خود امرى ناپسند يا ممنوع نيست بلكه در بسيارى موارد پسنديده و حتى در حد واجب كفايى و يا عينى مى باشد. تنها برخى عوارض جانبى و مفسده هاى عارضى و يا محدوديتهاى طبيعى و يا عرفى و اجتماعى است كه آنان را از برخى مشاغل باز مى دارد و اين محدوديتها براى مردان نيز وجود دارد.
1 ـ صنايع دستى
اين حرفه يكى از مشاغل پررونق زنان سده نخست بوده است. زينب دختر جحش همسر پيامبر اسلام(ص) صنعتگر بوده و بدان اشتغال داشته است. كار او مورد تإييد و قبول رسول خدا(ص) بود.
(وكانت زينب امرإه صناع اليدين فكانت تدبغ و تخرز و تبيع ما تصنعه و تتصدق على المساكين)(2)
(زينب زنى صنعتگر بوده كه با دستهايش دباغى و خرازى مى كرد، (سپس) آن را مى فروخت و (پولش را) به درماندگان صدقه مى داد.)
(پيامبر(ص) فرمود: از ميان شما زنان من، آن زنى زودتر به من ملحق مى شود كه دستش بلندتر است.) زنان پيامبر(ص) اين معنى را متوجه نشدند، مگر وقتى كه زينب از دنيا رفت (بدان جهت كه او كار مى كرد و صدقه مى داد)(3).
رائطه (يا ريطه) نام همسر عبدالله بن مسعود، صحابى مشهور است. اين خانم كه خود از ياران دانشمند حضرت محمد(ص) بوده ـ و احاديثى نيز نقل كرده ـ به صنعتگرى مى پرداخت و پولش را در راستاى آسايش شوهر و بچه هايش هزينه مى كرد.
او يك روز به شوق دستگيرى از مستمندان، به حضور پيامبر گرامى اسلام(ص) شرفياب شد و در اين مورد چيزى پرسيد. آن حضرت فرمود: درآمد شغل خود را در راه همسر و فرزندانت انفاق كن[ كه بهترين صدقه است].(4)
امام صادق(ع) به نقل از پيامبر(ص) كسب كنيزكان (زنان برده) را در فهرست (مناهى) (امور نهى شده) آورده، مگر كنيزى كه صنايع دستى آموخته و مى تواند بدين حرفه اشتغال ورزد(5).
2 ـ نخ ريسى و پارچه بافى (6)
ريسندگى و بافندگى از مشاغل توده زنان عصر رسالت بوده است; شغلى محبوب كه در روايات چندى مورد توجه قرار گرفته و براى زنان سفارش شده است.
(امام صادق(ع) از پيامبر(ص) چنين نقل كرد:
علموهن المغزل و سوره النور)(7).
(به زنان نخ ريسى و بافندگى و نيز سوره نور را آموزش دهيد.)
(مادر حسن نخعى گفت: اميرمومنان على(ع) بر من گذشت و فرمود: به چه كارى مشغول هستى؟ گفتم: مى بافم[ نخ مى ريسم]. فرمود: آگاه باش كه اين (شغل) حلالترين پيشه ها است)(8).
عايشه خود بدين حرفه اشتغال داشته(9) و درباره ثواب آن چنين گفته است: (مثل المغزل بيدالمرئه احسن من الرمح بيد المجاهد فى سبيل الله ... = مثل دوك به دست زن، بهتر است از نيزه در دست مجاهد راه خدا)(10).
از برخى روايات ديگر ـ كه به خاطر اختصار از آن صرف نظر مى كنيم ـ پيداست كه صنايع دستى، حرفه همه زنان آن دوره بوده است(11). پيشينه اين حرفه سودمند، به سالها قبل از اسلام مى رسد(12) و در ميانه ملتهاى ديگر نيز رواج داشته است(13).
در قرآن كريم، ضمن اشاره به اين حرفه، حكمتى بيان شده است:
(ولا تكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوه(14)=
مانند زنى نباشيد كه بافته خود را پس از نيرو(ى صرف شده) از هم گسيخت.)
جاحظ در فصلى كه به احمقها (ى عاقل!) اختصاص داده، مى نويسد:
(ريطه بنت كعب بن سعدبن تيم بن مره و هى التى نقضت غزلها انكاثا فضرب الله تبارك و تعالى بها المثل و هى التى قيل لها خرقإ وجدت صوفا)(15)
ريطه دختر كعب ... و اين خانم همان كسى است كه بافته خود را بعد از آنكه محكم شده بود، از هم گسيخت، پس خداوند تبارك و تعالى به او مثل زد و اين زن همان كسى است كه درباره اش گفته شده: احمقى كه پشم به دست آورده است.)
3 ـ تجارت و بازرگانى
تا حدودى تمام مسلمانان جهان، شرح حال حضرت محمد(ص) و ابتداى آشنايى ايشان با حضرت خديجه(س) را مى دانند. عامل ظاهرى اين پيوند، شناختى بود كه حضرت خديجه(س) از سفر تجارتى پيامبر(ص) پيدا كرده بود.
خديجه(س) زن توانا و قدرتمند جزيره العرب بود. او از چهره هاى بارز و از تاجران سرشناس عربستان و كشورهاى همجوار آن بوده كه ارقام عمده اى از كالاهاى مورد نياز را خريد و فروش مى كرد(16). بعد از رسالت حضرت محمد(ص) آن ثروت انبوه در راه اسلام هزينه شد تا آيين جديد بتواند به اهداف خود دست يابد.
بجز حضرت خديجه(س) زنان ثروتمند ديگرى به خريد و فروش كالا اشتغال داشته اند كه گاه خدمت پيامبر(ص) رسيده، احكام تجارت اسلام را از ايشان مىآموخته اند. گرچه مورخان به علت فراوانى تاجران زن در عصر رسالت، موضوع يادشده را گزارش نكرده اند، اما به تناسب موضوعات ديگر، نمونه هايى در احاديث آمده است(17).
4 ـ فروشندگى
دست فروشى، دوره گردى و حق العمل كارى زنان(18) از ديگر نمونه هاى اقتصادى تاريخ سده اول است. زن عصر رسالت با تإييد پيامبر گرامى اسلام(ص) حق داشت به دست فروشى اشتغال ورزد.
(انما رخص رسول الله(ص) للنسإ العواتق(19) فى الخروج فى العيدين للتعرض فى الرزق =
فرستاده خدا(ص) به زنان جوان اجازه داد تا در مراسم عيد فطر و قربان (از منزلهاى خود) خارج شده، براى تهيه روزى بساط بگسترانند.)(20)
تعدادى از زنان عصر حضور پيامبر(ص) به عطرفروشى اشتغال داشته اند. اينان به صورت دوره گرد، به خانه هاى مردم مراجعه كرده، كالاهاى خويش را عرضه مى كردند. تاريخ اسلام از زنان فروشنده اى(21) نام برده كه براى فروش عطر به منزل رسول خدا(ص) مىآمدند.
(روزى پيامبر(ص) وارد منزل شد، در حالى كه بوى عطر به مشام مى رسيد. آن حضرت فرمود: من بوى خانم (حولإ)(22) عطرفروش را استشمام مى كنم، او نزد شما آمده است؟ آيا از او چيزى خريده ايد؟)(23)
7 ـ :5 مشاغل خدماتى
كارگشايى، شاطرى، نظافت و خدمات منزل كه در زمره كارهاى خدماتى عصر رسالت به شمار مىآمده، براى زنان مجاز بوده است. در خصوص كارگشايى، نصى از دوره حضرت رسول(ص) به دست نيامده، ليكن اين معنا به خوبى از سيره زنان خاندان نبوت و ياران آن حضرت فهميده مى شود.
از امام هفتم(ع) روايت شده كه فرمود: (كان ابى يبعث امى و ام فروه تقضيان حقوق اهل المدينه(24) =
پدرم امام جعفر صادق(ع) مادرم و ام فروه[ دختر امام صادق(ع]( را مى فرستاد تا حقوق مردم مدينه را برآورده سازند.)
شاطرى زنان از مشاغل رايج آن زمان بوده است. از گزارش ابن حجر برمىآيد كه اين واژه (به معناى امروزى) در آن دوره متداول بوده است. او در اين باره چنين نوشته است:
(وكانت[ فضه النوبيه] شاطره الخدمه فعلمها رسول الله(ص) دعإ تدعوبه. فقالت لها فاطمه اتعجين او تخبزين؟ فقالت بل اعجن يا سيدتى و احتطب فذهبت و احتطبت ... =
فضه نوبيه[ كه كنيز حضرت فاطمه(س) بوده است] به خدمت شاطرى مى پرداخت. پيامبر(ص) دعايى به او مىآموخت. پس فاطمه(س) به او فرمود: آيا خمير مى كنى يا نان مى پزى؟ فضه جواب داد: اى سرور من! بلكه خمير مى كنم و هيزم تهيه مى نمايم. سپس[ بيرون] رفت و هيزم جمع كرد ...)(25)
جمله (شاطره الخدمه) با توجه به ريشه و معناى آن به چند صورت مى تواند تفسير شود:
الف ـ منظور، شاطرى و نانوايى باشد، بدان جهت كه براى تهيه و پخت نان چند نفر دخالت دارند و هر يك شطرى (بخشى) از كار را انجام مى دهند، چنان كه فضه، جمعآورى هيزم و خمير كردن را پذيرفت و حضرت زهرا(س) نان پخت.
ب ـ منظور، حق العمل كارى باشد، يعنى آن زن، خدمت خود را به شرط دريافت بخشى از حاصل كار، انجام دهد.
از مالك پرسيدند:
(من إين شاطر عمربن الخطاب عماله؟ فقال اموال كثيره ظهرت لهم=
عمربن خطاب چگونه با كارگزاران خود به نصف (يا بخشى از اموال) توافق مى كرد؟
او در جواب گفت: مال فراوانى به دست مسلمانان افتاده بود.)(26)
مشاطره يك عنوان حقوقى است كه در فارسى به معنى حق العمل كارى است. اين عنوان غير از مضاربه، مزارعه و مساقات است.
ج ـ منظور از (شطر) بخشى از زمان خدمت باشد، يعنى خدمت او نيمه بود يا در بخشى از زمان انجام مى شد و به تعبير امروزى، كار خدماتى او به صورت پاره وقت انجام مى گرديد. به هر حال، هر چه باشد خدمت شاطرى يكى از كارهاى زنان سده اول بوده است.
خدمت زنان در مسجد كه جزو اماكن عمومى و مقدس اسلامى محسوب مى شود، از جمله كارهايى بوده كه در عصر رسالت انجام مى شده است.
ابوهريره گويد: زن سياه چهره اى مسجد پيامبر(ص) را تميز مى كرد. چندى گذشت كه پيامبر(ص) او را نديد. از حال او جويا شد. ياران گفتند: وى از دنيا رفت. پيامبر(ص) فرمود: چرا مثل هميشه از من اذن نگرفتيد؟ (گويا ياران پيامبر(ص) إمر آن زن را كوچك شمرده و بدون اطلاع پيامبر(ص) مراسم را بجا آورده و به خاك سپرده بودند.) سپس فرمود: مرا به قبر آن زن راهنمايى كنيد. پس از آن، رسول خدا(ص) سر قبر او حاضر شد و نماز خواند(27).
به جز اين خانم (ام محجن) زن يا زنان ديگرى نيز به نظافت مسجد مشغول بوده اند و حضرت رسول(ص) علاوه بر آنكه آنها را منع نكرده، به آنان اظهار محبت نيز كرده است(28).
از روايت فضه نوبيه موضوع خدمتگزارى زنان در منزل(29) نيز استفاده مى شود. علاوه بر اين، روايات فراوانى در خصوص خدمت زنان به خانواده ها در دست است. در اين روايات خصوصيات كنيزكان، شيوه برخورد با آنان، موضوع محروميت و مسايل متفرقه ديگرى مطرح شده است.
ابراهيم بن ابى محمود از امام رضا(ع) پرسيد: حكم كنيزك نصرانى خدمتكار كه مى دانيم وضو نمى گيرد و غسل جنابت نمى كند، چيست؟ آن حضرت فرمود: اشكالى ندارد، منتها دستهايش را بشويد(30).
خدمتكارى زنان شوهردار و زنان آزاده نيز در آن زمان معمول بوده است. نمونه روشن اين موضوع، اسمإ بنت عميس و ام ايمن هستند كه در خانه حضرت زهرا(س) خدمت مى كرده اند.
8 ـ كارهاى ادارى بازار
(شفا) كه از بيعت كنندگان نخست و از مهاجران بوده، در رديف زيركترين زنان صحابى قرار داشته است.
ابن حجر درباره او چنين مى نويسد:
(كانت من عقلإ النسإ و فضلائهن و كان رسول الله يزرورها و يقيل عندها فى بيتها ... كان عمر يقدمها فى الرإى و يرعاها و يفضلها و ربما و لاها شيئا من إمر السوق(31)
وى از زنان عاقل و فاضل بود. پيامبر(ص) به ديدن او مى رفت و در خانه اش استراحت ... عمر او را در نظرخواهى مقدم و محترم مى داشت و بر ديگران ترجيح مى داد و چه بسا چيزى از كار بازار را به او واگذاشته بود.)
غير از خانم شفا كه از نخبگان ياران پيامبر(ص) بوده و به دستور آن حضرت به عايشه و فضه علم طب و خط آموخته، نام زن ديگرى به اسم (سمرإ بنت نهيك) مطرح است كه در كار بازار، متصدى پست (احتساب) بوده است(32).
9 ـ چوپانى
گوسفندچرانى و شترچرانى و كلا گله دارى و دامپرورى از ديگر مشاغل زنان در عصر رسالت بوده است. وقتى ميمونه همسر پيامبر اكرم(ص) زنى از كنيزكان خود را آزاد كرد، رسول خدا(ص) به او فرمود:
(اگر او را به خانواده ات مى دادى تا برايشان گوسفند بچراند، بهتر بود.)(33)
كعب بن مالك، دختركى داشت كه به چوپانى گوسفندان او اشتغال داشت. آن دختر يك روز مشاهده كرد كه گوسفندى مريض است. او را با يك تكه سنگ[ تيز] سربريد. كعب به خانواده اش گفت: از گوشت آن نخوريد تا حكم آن را از پيامبر(ص) بپرسم ...(34).
به جز كعب بن مالك تعداد ديگرى از ياران پيامبر(ص) زنان را براى چوپانى استخدام كرده بودند و آن حضرت اين روش را تإييد كرده بود(35).
پيشينه چوپانى زنان، زمانهاى دور و درازى دارد. قرآن(36) در جريان قصه موسى به چوپانى دختران شعيب اشاره كرده است. علاوه بر اين، چوپانى زنان در فرهنگ اقتصادى اعراب نيز سابقه طولانى دارد(37).
10 ـ ساربارنى و زمامدارى شتر
حرفه ساربانى و زمامدارى شتر(38) چيزى شبيه رانندگى در عصر حاضر است. وقتى زنان بتوانند وسايل حمل و نقل آن دوره را برانند و مسافر يا بار جابه جا كنند، به طريق اولى در عصر كنونى مى توانند به امر رانندگى اشتغال داشته باشند(39).
اسمإ بنت يزيد از بهترين زنان سخنور، شجاع و دانشمند صحابى است. او زمامدار ناقه پيامبر(ص) خوانده شده است. اسمإ كه خودش از محدثان اسلامى است، مى گويد: (انى لاخد بزمام الغضبإ ناقه رسول الله(ص)(40)=
من زمام شتر رسول خدا(ص) را كه (غضبا) نام داشت مى گرفتم.)
قيله دختر مخرمه از زنان عصر حضرت رسول(ص) و از ساربانان مى باشد(41). اين جمله را يكى از مردان زيرك كه مى خواست چراگاهى را به خود اختصاص دهد، درباره او گفته است:
وما حظك فى الدهنإ لا ابالك؟
اى بى پدر! بهره تو از سرزمين دهنا چيست؟
او گفت: توقفگاه شترم.
قيله وقتى شنيد: آن مرد قصد دارد از پيامبر(ص) كاغذى بگيرد كه خود در آنجا تصرف كند، به رسول خدا(ص) عرض كرد:
(انما هذه الدهنإ عندك مقيد الجمل و مرعى الغنم و نسإ بنى تميم و انباوها ورإ ذلك=
[ اى پيامبر خدا(ص]( همانا اين دهنا كه پيش شماست جايگاه شتران و چراگاه گوسفندان است و زنان بنى تميم و فرزندانشان پشت آن هستند.)(42)
11 ـ پرورش اسب
پرورش اسب گرچه كار سخت و دشوارى بوده، اما برخى زنان عصر رسالت بدان پرداخته بودند.
اسمإ دختر ابوبكر ـ همسر زبير ـ در زمره كسانى ياد شده كه اسب مى پرورانده است. او مى گويد:
(كنت اخدم الزبير و كان له فرس اسوسه فلم يكن من الخدمه شىء اشدعلى من سياسه الفرس=
من به زبير كمك مى كردم و او اسبى داشت كه من سياستش (تربيتش) مى كردم اما; هيچ كارى مثل سياست اسب براى من شديد (و ناگوار) نبود.)(43)
12 ـ خياطى
خياطى از جمله كارهاى خانگى زنان است كه سابقه آن در دورترين نقطه تاريخ به چشم مى خورد. با اين حال، خياطى به عنوان يك حرفه خاص در محيطهاى خانواده مطرح نخواهد بود، بلكه به عنوان شغلى سودآور كه جنبه عمومى دارد، قابل بحث است.
عده اى خرازى را ـ چنان كه از ريشه لغوى آن برمىآيد ـ نوعى خياطى گرفته اند، البته در صورتى كه به دوختن پوستين و بالش و متكا اختصاص يابد. همچنين گفتيم كه زينب همسر پيامبر اكرم(ص) به اين حرفه اشتغال داشته و حاصل كار خود را مى فروخته است(44).
اگر خياطى را تنها به دوخت و دوز لباسها و نيازمنديهاى منزل اختصاص دهيم، باز هم به عنوان يك شغل، اهميت خود را از دست نمى دهد و از هنر زنان نمى كاهد، زيرا اين كار وظيفه زن نيست(45).
در روايت آمده كه كثيربن عبيد بر عايشه وارد شد و ملاحظه كرد كه عايشه مشغول دوختن جامه مى باشد(46).
عقيل از غنايم به دست آورده از مشركان، سوزنى جهت خياطى براى همسرش هديه آورده بود كه ناگهان منادى پيامبر(ص) اعلام كرد: هر كه چيزى از غنايم نزد اوست، پس بدهد و او سوزن را پس داد(47).
ام سنان اسلميه وقتى كه عازم جنگ خيبر بود، نزد حضرت محمد(ص) آمده، عرض كرد: اى رسول خدا(ص) با شما مىآيم كه مشكها را بدوزم و ...(48)
از اين مطلب روشن مى شود كه دوزندگى زنان به خياطى در محيط منزل محدود نمى شده و جنبه عمومى و فراگير داشته است. جامعه آن روزگار، مثل عصر حاضر به خياط زن نياز داشته، بخصوص كه اسباب دوخت و دوز و سوزن براى همه فراهم نبوده است. هر زنى كه سوزن و ابزار خياطى داشته، جزو افراد سرشناس به حساب مىآمده است!
ادامه دارد.