ورزش نیز از دیدگاه فلسفى نوعى خلاقیت بشمار مى آید زیرا ورزش خود حاوى خلاقیتهاى گوناگونى است كه مدارهاى اصلى ورزش و ورزش كردن را به وجود آورده و نتیجه ورزش كردن را خلق زیبایى هاى حركتى ، سلامت جسمانى و سپس خلق سلامت روانى مى كند. در واقع هر بخش از ورزش را كه نگاه كنیم مى توانیم خلاقیتهاى مختلفى را مشاهده كنیم كه به وجود آورنده خلاقیتهاى كلى و اساسى ترمى شود.

اگر هدف از فعالیتهاى ورزشى فقط متمركز بر نتایج ورزشى و کسب نتیجه باشد آنگاه خلاقیتهاى موقت و زود گذر ما در صحنه هاى ورزشى مى تواند همانند جرقه اى در فضاى تاریك، لحظه اى فضا را روشن كند و سپس تاریكى مجدداً حكمفرما مى شود!

ما از طریق خلاقیتهاى ورزشى مى توانیم به روح و جسم مان سلامتى و زیبایى ببخشیم و در نهایت به مفید و ارزشمند بودن ورزش و فعالیتهاى جسمانى برسیم زیرا خلاقیت در ارتباط تگاتنگ با عوامل روانى به وجود مى آید و اعتماد به نفس، صبر، شكیبایى، آرامش و انعطاف پذیرى از عوامل ایجاد كننده آن است. فعالیتهاى جسمانى مى تواند بیهوده، مفید و حتى مضر باشد و در این میان ما بسته به نوع خلاقیتى كه در فعالیتهاى جسمانى و روانى مان انجام مى دهیم مى توانیم نوع حیاتمان را بسازیم و به آن اشكال مختلف بدهیم.

اگر هدف از فعالیتهاى ورزشى فقط متمركز بر نتایج ورزشى و کسب مقام قهرمانی باشد آنگاه خلاقیتهاى موقت و زود گذر ما در صحنه هاى ورزشى مى تواند همانند جرقه اى در فضاى تاریك، لحظه اى فضا را روشن كند و سپس تاریكى مجدداً حكمفرما مى شود!

اما فراموش نکنید که خلاقیتی، مفید و اثر بخش است كه بتواند پس از پایان جرقه روشنایى اش را ادامه دهد و با اثرات مفیدى كه بر روح و جسم انسان مى گذارد حضورى دایمى و ارزشمند پیدا كند.